اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٩٦ - ٥ پرورش نيروى عقلانى
است از احساس اطمينان با دوام و پويا نسبت به اين امور:
١. محركهايى كه در طول زندگى از محيط درونى و بيرونى فرد برمىخيزند، سازمان يافته، قابل پيشبينى و توجيهپذيرند؛
٢. فرد براى مواجهه با نيازهايى كه اين محركها بهوجود آوردهاند منابعى دارد؛
٣. اين نيازها چالشهايى درخور سرمايهگذارى و صرف وقت هستند. اين افراد جهان را قابل درك و مهارشدنى مىدانند و رويدادهاى زندگى را معنادار احساس مىكنند.[١].
دسته دوم، بينشهايى است كه مربوط به درستى عمل مىباشد و اينكه اين رفتار خاص همسو با هدف عملكننده است، و در حقيقت مربوط به نحوه پردازش اطلاعات است. آلبرت اليس از روانشناسان شناختى است كه در شيوه درمانى خود از درمان عقلى- عاطفى استفاده مىكند. وى با ترسيم الگوهاى تفكر غيرمنطقى، راه درمان را پردازش جديد و جايگزين كردن باورها و بينشهاى جديد بهجاى آنها مىداند. گاهى رفتارهاى غيراخلاقى يا صفات نامطلوب در اثر بينشهاى ناصوابى است كه بهتدريج الگوهاى فكرى فرد گرديدهاند و تغيير اين بينشها براى تربيت اخلاقى اجتنابناپذير است. برخى الگوهاى تفكر غيرمنطقى مىتوانند مانع هرگونه تغيير رفتار اخلاقى شوند. اليس، اين موارد را اينگونه گزارش مىكند:
١. فرد چنين فرض كند كه بايد از سوى افرادى كه با او مرتبطاند و برايش مهماند، مورد تأييد و محبت و احترام واقع شود.
٢. هرگاه اشتباهى از فرد سر بزند، براى او فقط اين مهم است كه به دنبال مقصّر بگردد و او را مجازات كند.
٣. اگر مسايل بر وفق مراد او نباشد، فاجعهآميز خواهد بود.
٤. آسانتر اين است كه انسان از مشكلات و مسئوليتها فرار كند، نه اينكه با آنها روبهرو شود.
ب. استدلال اخلاقى: پياژه و كلبرگ از اين شيوه استفاده كردهاند. به اين صورت كه داستانهايى مطابق طراز تحول شناختى كودكان مطرح مىكردند كه در ضمن آنها، قهرمان داستان سرِ دوراهى اخلاقى قرار مىگرفت و در اينجا مخاطب داستان بايد با استدلالهايى كه بيان مىكند، قضاوت اخلاقى خود را استخراج نمايد. مربى با دخالتهاى جزئى اين بحران اخلاقى را به بحث مىگذارد- البته نبايد جلوتر از آنان گامى بردارد يا استدلالى را پيش كشد- و تنها هدايتگر غيرمستقيم و شفّافكننده استدلالهاى متربيان مىباشد. اين
[١] - ١./. ٧٢٣