اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٣٣ - ٢ دشمنى براى خداوند
كند و يا با برادر مسلمان خود كينهتوزى نمايد.»[١]
از آثار دنيوى حقد آن است كه شهادت و گواهى فرد كينهتوز پذيرفته نيست.[٢] مبارزه با كينهتوزى و حقد آنقدر مهم است كه قرآن كريم از قول بعضى از مؤمنان نقل مىكند كه آنان در دعاى خود به خداوند اظهار مىدارند: «پروردگارا، بر ما و بر آن گروه از برادرانمان كه در ايمان بر ما پيشى گرفتند ببخشاى، و در دلهايمان نسبت به كسانى كه ايمان آوردهاند [هيچگونه] كينهاى مگذار! پروردگارا، راستى كه تو رئوف و مهربانى.»[٣]
از جمله چيزهايى كه موجب برطرف كردن كينهتوزى مىگردد، هديهدادن است.
پيامبراكرم ٦ فرمود: «هديهدادن، كينهها و كدورتها را از سينهها مىزدايد.»[٤] همچنين ضيافت و مهمانىدادن باعثاز بين رفتن كينهها مىشود. امام صادق ٧ مىفرمايد: «آتش كينهها را با گوشت و تريد خاموش كنيد.»[٥]
٢. دشمنى براى خداوند
مراد از دشمنى براى خداوند آن است كه انسان كسى را كه در مقابل خداوند عصيان و سركشى نموده است، دشمن دارد. البته همانطور كه معصيت خداوند داراى مراتبى است، دشمنى براى خداوند هم مراتب و درجاتى دارد. سركشى در مقابل خداوند گاهى با عقيده است؛ مانند كفر و شرك ورزيدن و بدعتگذارى در دين. گاه با گفتار و رفتار، توأم با آزار و اذيت ديگران است؛ مانند قتل و ضرب و جرح و شهادت دروغ. گاهى نيز موجب آزار ديگران نمىشود. نوع اخير گاهى موجب فساد ديگران است؛ مانند فراهمكردن ابزار و وسايل فساد براى ديگران، و گاهى به فساد ديگران نمىانجامد. قسم اخير، گاهى گناه كبيره و گاهى صغيره است.
دشمنىورزيدن نيز داراى مراتب و درجاتى است: از قبيل دورى جستن و جدا شدن، ترك گفتوگو و سخن گفتن، با درشتى سخن گفتن، تحقير و اهانت، پيروى نكردن از او، تلاش براى بدى كردن به او و سعى براى برنيامدن نيازها و آرزوهاى او.
[١] - قطب راوندى: دعوات، ص ٢٠٧، ح ٥٦١
[٢] - صدوق: معانى الاخبار، ص ٢٠٨، ح ٣
[٣] - سوره حشر، آيه ١٠
[٤] - صدوق: عيون اخبار الرضا ٧، ج ٢، ص ٧٣، ح ٣٤٣؛ ر. ك: كلينى: كافى، ج ٥، ص ١٤٣، ح ٧
[٥] - كلينى: كافى، ج ٦، ص ٣١٨، ح ١٠