اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١١٤ - دو ارزش زهد
زهد
يك. مفهوم و ماهيت زهد
از نظر ارباب لغت زهد ورزيدن نسبت به يك چيز به مفهوم اعراض از آن شى و به مقدار اندكى از آن رضايت دادن است.[١] در فرهنگ عالمان اخلاق «زهد» عبارت است از اعراض قلبى و عملى از دنيا، مگر به مقدارى كه آدمى بدان نياز ضرورى دارد.
به عبارت ديگر زهد يعنى روى گردانيدن از دنيا براى آخرت و از غير خداوند دل بريدن.
از اين تعريف بر مىآيد كه اولًا، زهد نسبت به كسى صادق است كه امكان تحصيل دنيا و برخوردارى از آن را داشته باشد. ثانياً، روى برتافتن او از دنيا بهدليل پستى و حقارت دنيا نسبت به آخرت باشد. هرگاه ترك دنيا بهدليل عدم امكان تحصيل آن و يا به هدفى غير از رضايت خداوند و تحصيل آخرت باشد- مانند جلب رضايت و محبت مردم و يا به علت فرار از سختى و مشقت تحصيل آن- به آن «زهد» گفته نمىشود.[٢]
دو. ارزش زهد
نگاهى گذرا به تعابيرى كه نسبت به زهدورزى در آيات و روايات وارد شده است و آثارى كه براى اين صفت نفسانى بيان گرديده همگى بيانگر جايگاهى رفيع براى وارستگى و زهدورزى نسبت به دنيا در نظام اخلاقى اسلام است.
از جمله پيامبر خدا ٦ فرمود: «زهدورزى در دنيا موجب راحتى دل و بدن است.»[٣] و فرمود:
«كسى كه نسبت به دنيا زهد ورزد مصيبتها بر او آسان گردد».[٤]
امام صادق ٧ نيز فرمود: «بىرغبتى به دنيا باعث فراغت قلب جهت پرداختن به آخرت مىگردد».[٥]
و سرانجام آنكه پيامبر اكرم ٦ اعلام مىدارد: «بدون بىرغبتى به دنيا، چشيدن شيرينى ايمان بر دلهاى شما حرام خواهد بود».[٦]
[١] - ر. ك: راغب اصفهانى: مفردات الفاظ القرآن، ص ٣٨٤؛ ابن منظور: لسان العرب، ج ٣، ص ١٩٦ و ١٩٧
[٢] - ر. ك: نراقى، محمدمهدى: جامع السّعادات، ج ٢، ص ٥٥ و ٥٦
[٣] - شيخ صدوق: خصال، ص ٧٣، ح ١١٤
[٤] - شيخ طبرسى: مكارم الاخلاق، ج ٢، ص ٣٤١، ح ٢٦٦٠
[٥] - كلينى: كافى، ج ٢، ص ١٦، ح ٥
[٦] - همان، ص ١٢٨، ح ٢