اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٣٨ - يك آثار قوت نفس
موجب فساد خواهد شد، بلكه غيرت در جايى است كه بهارتكاب حرام اطمينان باشد و يا انسان در محل تهمت و بدگمانى قرار گيرد. امامعلى ٧ در سفارش بهفرزند خود امامحسن ٧ مىفرمايد:
از غيرت نابهجا بپرهيز كه آن، زن سالم را بهبيمارى مىكشاند و پاكدامن را بهبدگمانى [و انديشه گنهكارى] بلكه در باره آنان محكمكارى كن. آنگاه اگر عيبى ديدى در مجازات كوچك و بزرگ درنگ مكن.»[١]
٣. غيرت بر فرزندان: لازمه غيرت بر اولاد آن است كه از ابتداى طفوليت نسبت به فراهم ساختن نيازهاى مادى آنان از راه حلال تلاش كند و در جهت تربيت صحيح آنان بكوشد و نسبت به خطراتى كه سلامت جسمانى يا اخلاقى آنان را تهديد مىكند، از ايشان پاسدارى و مراقبت نمايد.
٤. غيرت بر مال: ترديدى نيست كه مال، ضامن بقاى انسان در دنيا و ابزار و مقدمه تحصيل علم و عمل و سعادت اخروى است. بنابراين بر هر عاقلى است كه براى تحصيل آن از راههاى مشروع بكوشد و پس از دستيابى به آن در حفظ و حراست از آن، غيرت ورزد. لازمه غيرتورزى بر مال آن است كه آن را جز در راهى كه براى دنيا و يا آخرت او سودمند است، ضايع نكند؛ براى خودنمايى خرج ننمايد؛ به بىنيازان واگذار نكند؛ در بذل و بخشش آن به راه اسراف نرود و ....[٢]
د) وقار و آرامش قلب: در فرهنگ اخلاقى «وقار» عبارت است از آرامش در گفتار، كردار و حركات، قبل از شروع و بعد از شروع در آنها. بنابراين «وقار» مفهوم عامى است كه شامل «تأنّى» و «توقّف» مىشود؛ زيرا «توقف»، آرامش و خويشتندارى پيش از هرگونه اقدامى است، تا آنكه درستى آن بر فرد آشكار گردد. «تأنى» آرامش روانى بعد از شروع در گفتار يا رفتار است، تا بتواند امور را به شايستگى به انجام رساند.
در باب نسبت ميان وقار و سنگينى با آرامش قلبى و سكونت گفته شده است: هرگاه فرد با زحمت و تكلّف آرامش را بر گفتار و رفتار خويش حاكم گرداند، چنين شخصى را باوقار مىنامند؛ ولى آرامش قلبى و سكينه هنگامى تحقق مىيابد كه آرامش بهصورت يك صفت و ملكه در نفس او درآيد. بهديگر سخن وقار، آرامش ظاهر و سكينه، آرامش باطن است.[٣]
[١] - نهجالبلاغه، نامه ٣١
[٢] - ر. ك: نراقى، محمدمهدى: جامعالسعادات، ج ١، ص ٢٦٥- ٢٧٤
[٣] - همان، ص ٢٧٩ و ٢٨٠ و ابوهلال عسگرى: معجمالفروق اللغويه، ص ٢٨٠. همچنين ر. ك: طباطبائى: الميزان، ج ٩، ص ٢٢٧- ٢٢٣ و ج ٢، ص ٢٨٩- ٢٩١