اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٨٦ - يك محبت بندگان به خداوند
٧. كتمان محبت خدا و ترك ادعاى آن: محبت، سرّى از اسرار محبوب است و بسا در اظهار آن چيزى گفته شود كه خلاف واقع و افترا بر محبوب باشد. به علاوه محبت انسان نسبت به مراتب اشتياق و محبت دوستان خاص پروردگار يعنى انبيا و اوليا كه خود را در عشقورزىِ شايسته نسبت به خداوند، ناكام مىدانستند و گروه عظيم فرشتگان، تحفه قابل ذكر و ادعايى نخواهد بود، و نشانه محبت حقيقى آن است كه مراتب محبت خويش را به هيچ انگارد و آن را شايسته ذكر نبيند و خويشتن را همواره در اين باب قاصر و عاجز بيابد.
ج) آثار محبت خداوند: محبت خداوند، آثار فراوانى را در ابعاد مختلف وجود انسان از خود بر جاى مىگذارد. در اينجا بهبرخى از آن آثار كه به عنوان حالت و صفتى نفسانى مطرحاند، اشاره مىشود:
١. انس با پروردگار: هنگامى كه قلب آدمى مسرور از قرب الهى و مشاهده جمالِ مكشوفِ محبوب مىگردد، بشارتى به قلب انسان وارد مىگردد كه به آن «انس» گفته مىشود. از نشانههاى انس با خداوند آن است كه خلوت و اشتغال به ذكر او گواراتر از همنشينى و انس با خلايق است. چنين فردى در حالى كه در ميان جمع است، در واقع تنها است و هنگامى كه در خلوت است در واقع با محبوب خويش همنشين است. جسم او در جمع مردمان و قلبش جداى از آنها است.[١] اميرمؤمنان در توصيف دارندگان چنين مقامى فرموده است:
دانش، نور حقيقتبينى را بر آنان تافته و آنان روح يقين را دريافته و آنچه را نازپروردگان دشوار ديدهاند آسان پذيرفتهاند و بدانچه نادانان از آن رميدهاند خوگرفته. و همنشين دنياىاند با تنها، و جانهاشان آويزان است در ملأ اعلى. اينان خدا را در زمين او جانشيناناند و مردم را به دين او مىخوانند.[٢]
٢. اشتياق به سوى خداوند: دوستداران مشاهده جمال الهى بعد از اينكه از وراى حجابهاى غيب، رخسار محبوب را به نظاره نشستند و دريافتند كه از رؤيت حقيقت جلال و عظمت او قاصرند، تشنگى و ولع آنان براى مشاهده آنچه نديدهاند فزونى مىگيرد؛ به اين حالت «مقام شوق» گفته مىشود. برخلاف مقام انس كه ناشى از مشاهده چهره مكشوف محبوب است، مقام اشتياق، در نتيجه تمايل به ادراك جمال و جلال محجوب او پديد مىآيد.[٣]
[١] - نراقى، محمدمهدى: پيشين، ج ٣، ص ١٢٤، ١٨٩ و ١٩٠.
[٢] - نهجالبلاغه، حكمت ١٤٧.
[٣] - ر. ك: فيض كاشانى، محسن: پيشين، ج ٨، ص ٥٥.