اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢١٤ - ٨ روش تشويق و تنبيه
امام على ٧:
جانبوا الاشرار و جالسوا الاخيار.[١]
امام باقر ٧:
لاتقارن و لاتواخ اربعة: الاحمق و البخيل و الجبان و الكذّاب.[٢]
امام على ٧:
مجالسة اهل الهوى منساة للايمان.[٣]
٨. روش تشويق و تنبيه
«تشويق» در لغت به معناى آرزومند كردن، به شوق افكندن و راغب ساختن است.[٤] در اينجا مراد از تشويق، استفاده از امور مطلوب و مورد درخواست فرد، پس از انجام عمل براى افزايش يا تثبيت عمل است. «تنبيه» نيز در لغت به معانى آگاه كردن، بيدار كردن، ادب كردن و مجازات كردن است.[٥] در اينجا مراد از تنبيه استفاده از محركهاى آزارنده براى فرد، پس از انجام عمل براى كاهش يا حذف رفتار است.
بنابراين مىتوان تشويق و تنبيه را يك سيستم كنترل رفتارى به وسيله خود شخص يا ديگرى دانست كه پس از عمل مطلوب يا نامطلوب براى افزايش يا كاهش آن رفتار اعمال مىگردد.
مبناى روانشناختى تشويق و تنبيه، مطابق نظريه شرطىسازى كنشگر، بر آزمودههاى زير استوار است:
١. هر پاسخى كه با يك محرك تقويتكننده دنبال گردد، تكرار مىشود.
٢. محرك تقويتكننده چيزى است كه احتمال وقوع پاسخ را افزايش مىدهد.
٣. تقويتكنندههايى را كه ذاتاً خاصيت تقويتكنندگى دارند، تقويتكننده نخستين يا غيرشرطى مىنامند. تقويتكنندههاى نخستين مثبت، نيازهاى فيزيولوژيكى جاندار را برآورده مىسازد؛ مانند آب، غذا، هوا و مانند آن. تقويتكنندههاى نخستين منفى، ذاتاً خاصيت آزاردهى دارند؛ مانند ضرب و شتم، حرارت زياد، نور زياد و ....
٤. تقويتكنندههاى ثانوى يا شرطى آنهايى هستند كه مطابق اصول شرطىسازى كلاسيك (تداعى و همراهى با تقويتكنندههاى نخستين) خاصيت تقويت كنندگى پيدا
[١] - غررالحكم
[٢] - بحار، ج ٧٤، ص ١٩٢
[٣] - نهجالبلاغه، خ ٨٥
[٤] - فرهنگ معين
[٥] - همان