اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٠٨ - ٢ تواضع
زمين در پى برترى طلبى نباشند: «آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند.»[١]
- اقسام تكبر: در يك تقسيم از جهت كسى كه نسبت به او تكبّر ورزيده مىشود، مىتوان تكبر را به سه نوع تقسيم كرد:
يك. تكبّر بر خداوند: چنانكه قرآن مىفرمايد: «و هر كس از پرستش او امتناع ورزد و بزرگى فروشَد، بهزودى همه آنان را بهسوى خود گرد مىآورد.»[٢]
دو. تكبّر بر پيامبر ٦: تكبر در مقابل پيامبر ٦ به اين معنا است كه فرد شأن و مقام خود را برتر از آن بداند كه به فرامين و دعوت آن حضرت گردن نهد. چنانكه قرآن سخن گروهى از كافران را اينگونه گزارش مىكند: «آيا به دو بشر كه مثل خود ما هستند، ايمان بياوريم.»[٣]
سه. تكبّر بر مردم: يعنى خود را بزرگ و ديگران را كوچك و خوار شمردن. در روايتى از اين نوع تكبر به جنون واقعى ياد شده است.[٤]
- درمان تكبّر: عالمان اخلاق برخى راههاى علمى و عملى را براى درمان تكبّر پيشنهاد كردهاند كه فرمول كلى آن همان جلوگيرى از اسباب تكبّر يا رفع آنها است و چون در واقع اسباب تكبّر همان موجبات خودپسندى است، بنابراين آنچه در باب معالجه خودپسندى گفته شده است، براى درمان عُجب هم بهكار مىآيد.
ب) ذلت و خوارى: همانطور كه بزرگىطلبى و برترىجويى مانعى براى تواضع محسوب مىگردد و يك رذيلت است، ذلت و خوارى نيز مانع تواضع است و با عزت نفس نيز منافات دارد و اگر تكبّر افراط در ارزشگذارى خويش است، ذلت و خوارى نيز تفريط در اين امر مىباشد.[٥] بر همين اساس در اخلاق اسلامى تواضع در مقابل متكبران بهشدت منع شده است؛ زيرا فرد متكبر هر نوع فروتنى را به مفهوم خوارى و پستى فرد مىانگارد.[٦]
[١] - سوره قصص، آيه ٨٣. همچنين ر. ك: جاثيه، ٣٧؛ اعراف، آيه ١٣ و ١٤٦؛ ص، آيه ٧٣ و ٧٤؛ اسراء، ٣٧؛ لقمان، ١٨؛ فرقان، ٦٣؛ نحل، آيه ٢٩ و ٢٣؛ غافر، آيه ٣٠، ٥٦ و ٦٠؛ انعام، ٩٣ و زمر، ٧٢
[٢] - سوره نساء، آيه ١٧٢؛ همچنين ر. ك: سوره مريم، آيه ٦٩ و سوره نحل، آيه ٢٣
[٣] - سوره مؤمنون، آيه ٤٧
[٤] - شيخ صدوق: خصال، ص ٣٣٢، ح ٣١
[٥] - ر. ك، نراقى، محمدمهدى: پيشين، ج ١، ص ٣٦٢
[٦] - ر. ك: ورام بن ابىفراس: پيشين، ج ١، ص ٢٠١