اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٠٠ - ١ انكسار نفس
در نتيجه انتظار وقوع امرى ناخوشايند و ممكنالحصول در آينده است. بنابراين همانطور كه وقوع آن محتمل است، عدم آن نيز احتمال دارد و همچنانكه وقوع آن ناخوشايند است، عدم آن نيز خوشايند بوده و انتظار عدم آن خود مايه اميد خواهد بود. در نتيجه هر اميدى در دامن خود بيمى را به همراه دارد و بالعكس. امّا در پاسخ به اين پرسش كه ميزان حاكميت آن دو بر انسان چه مقدار بايد باشد، مىتوان گفت: اين نسبت بايد به ميزانى باشد كه هيچيك از آن دو از كارآمدى و حركت و عملآفرينى ديگرى نكاهد؛ زيرا بيم و اميد، ابزارى براى عمل صالح و تقرّب بهسوى خداوندند، و اين هنگامى محقق خواهد شد كه آن دو در حالت تعادل قرار گيرند.
ثانياً، نسبت به ميزان ارزشمندى آن دو در مقايسه با يكديگر، به نظر مىرسد كه اين قياس را در دو سطح بايد انجام داد: نسبت به تك تك افراد و مصاديق و با صرف نظر از مصاديق و تنها با توجه به حقيقت بيم و اميد. نسبت به افراد، تقدّم هر يك از آن دو وابسته به وضعيت فرد است. برخى را «اميد» به حركت در مىآورد و برخى را «بيم». بديهى است كه داروى متناسب براى هر يك ارزشمندتر است. امّا با صرف نظر از اشخاص معين و با توجه به حقيقت بيم و اميد، از برخى از آيات[١] و روايات برمىآيد كه عمل اگر برخاسته از اميد به خداوند باشد، بر عمل ناشى از بيم او، برترى دارد. از جمله از امام على ٧ نقل شده است:
اميد به رحمت الهى قوىتر از خوف از او است؛ زيرا خوف تو از خداوند ناشى از گناهان تو است و اميدت به او ناشى از بخشايش او. پس بيم از تو و اميد از او است.[٢]
و در دعاى جوشن كبير آمده است: «
يا من سبقت رحمتُه غضبَه.»
ج. جهتگيرى نفس نسبت به خويشتن
سامان دادن به جهتگيرى نفسانى انسان نسبت به خويشتن، و به عبارت ديگر داشتن ارزيابى صحيح از كار خود، هدف دستهاى ديگر از مفاهيم عام در اخلاق اسلامى است. مهمترين مفاهيمى كه بيانگر سامان مثبت جهتگيرى و ارزيابى انسان نسبت به خويش است، همانا «انكسار نفس» يا «خودشكنى» و «تواضع» است.
١. انكسار نفس
مراد از انكسار نفس و خودشكنى آن است كه انسان بدون اينكه خود را با ديگران مقايسه
[١] - از جمله ر. ك: سوره فصّلت، آيه ٢٣ و سوره فتح، آيه ١٢
[٢] - ابن ابىالحديد: شرح نهجالبلاغه، ج ٢٠، ص ٣١٩، ح ٦٦٦