اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٣٧ - ١٠ پرورش ايمان
سخاوت است.»[١] «راستگويى به منزله سر براى ايمان است.»[٢]
امام على ٧: «مؤمن شادمانىاش در صورت و اندوهش در دل است. سينهاى گشاده و نفسى فروتن دارد. بالانشينى را كراهت دارد ... سكوتش طولانى و اوقاتش مشغول است، شاكر و شكيبا است و ....»[٣]
پيامبراكرم ٦: «كاملترين شما از جهت ايمان، كسى است كه اخلاق نيكوترى داشته باشد.»[٤]
ويكتور فرانكل روانپزشك و صاحب مكتب معنادرمانى، ايمان مذهبى را يكى از عناصر مهم در حفظ ارزشهاى اخلاقى افراد در اردوگاههاى كار اجبارى مىداند. در ابتدا، فضاى اردوگاهها را چنين توصيف مىكند:
... روزى پليسى كه در اردوگاههاى ما كار مىكرد، به من گفت در اردوگاه دنبال تكهاى از گوشت مردار انسانى مىگردد. سرانجام آن را در كاسهاى روى آتش يافته بود ... آدمخوارى اردوگاه ما را فراگرفته بود.[٥]
... ما كه در اردوگاه اسيران زيستهايم، مردانى را بهياد مىآوريم كه كلبه به كلبه مىرفتند و به زندانيان ديگر دلدارى مىدادند و حتى آخرين تكه نان خود را به آنان مىبخشيدند ...[٦] انسان هرگز بهسوى رفتار اخلاقى كشانده نمىشود، بلكه تصميم مىگيرد كه اخلاقى رفتار كند. او اين كار را براى ارضاى گرايش اخلاقى و يا آسودگى وجدان انجام نمىدهد، بلكه بهخاطر دليل و علتى كه به آن پاىبند است، بهخاطر كسى كه دوستش دارد و يا بهخاطر خداى خويش انجام مىدهد ... من فكر مىكنم همه افراد مقدس منظورى جز خدمت به خدايشان نداشتند و تصور نمىكنم هرگز مقدس شدن، هدفِ اصلى آنها بوده است؛ چه اگر چنين بود كمالگرايى را بر مىگزيدند.[٧]
وى با استناد به جمله نيچه كه گفته بود: «كسى كه چرايى زندگى را يافته است با هر چگونگى خواهد ساخت» مىگويد:
[١] - غررالحكم
[٢] - همان
[٣] - بحار، ج ٦٩، ص ٤١١
[٤] - همان، ج ٧١، ص ٣٨٧
[٥] - انسان در جستجوى معنا، ص ٦٤
[٦] - همان، ص ٤٧
[٧] - همان، ص ١٤٥ و ١٤٦