اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٤٩ - ٤ قدرت
آنان ابلاغ نشده است و يا آنان در دستيابى به آن مرتكب كوتاهى و تقصيرى نشدهاند، سزاوار بازخواست و كيفر نمىدانند و مجازات آنان را در اين موارد زشت و ناپسند مىشمارند.
رابعاً؛ قاعده مذكور به وفور در كتاب و سنت مورد تأييد قرار گرفته است؛ به عنوان نمونه به بعضى از آنها اشاره مىشود:
خداوند مىفرمايد: «و ما تا پيامبرى برنگزينيم، به عذاب نمىپردازيم».[١] طبق تفسير متعارف، برانگيختن پيامبر خصوصيتى ندارد و در واقع مراد آن است كه ما تا بيان و آگاهى لازم را در دسترس مردم قرار ندهيم، آنان را مسئول ندانسته، كيفر نمىدهيم.
در جاى ديگر مىفرمايد: «خدا هيچ كس را جز [به قدر] آنچه به او داده است، تكليف نمىكند».[٢] در اين آيه نيز انسان به تناسب آنچه دريافت داشته و يا مىتواند دريافت كند، اعم از آگاهىها و استعدادها، مسئول شناخته شده است. پيامبر اكرم ٦ نيز مىفرمايد:
نُه چيز از امت من برداشته شده است: خطا، فراموشى، آنچه ندانند، آنچه نتوانند، آنچه بدان توانايى ندارند، آنچه به ناچار و از روى اضطرار و يا با اكراه و اجبار انجام مىدهند، فال بد زدن، وسوسه در تفكر [و انديشه] و در آفرينش، و حسد در صورتى كه به زبان يا دست آشكار نشود.[٣]
در اين حديث شريف، انسان از مسئوليت اخلاقى و مؤاخذه در قبال نُه چيز معاف شده است كه از جمله آنها بازخواست از وظيفه و تكليفى است كه نسبت به آن علم و آگاهى ندارد؛ مگر آن كه ناآگاهى او به تقصير باشد نه به قصور. در اين صورت ناآگاه بودن مسؤوليت را از او سلب نمىكند. از آنجا كه استمرار علم نيز در تحقق مسؤوليت اخلاقى مؤثر است و به دليل عدم امكان عقلى تكليف فرد فراموشكار، شخصى كه قبلًا نسبت به تكليف اخلاقى خود آگاه بوده، هنگام انجام آن دچار غفلت و فراموشى گردد، فاقد مسؤوليت اخلاقى خواهد بود.
٤. قدرت
بر اساس اين شرط، انسان نسبت به آنچه توانايى پايبندى به آن را ندارد- اعم از فعل يا ترك- مسئوليت اخلاقى ندارد و در روز رستاخيز مورد بازخواست و نكوهش قرار نمىگيرد. در
[١] - و ما كُنّا معذّبينَ حتّى نبعثَ رسولًا.( سوره اسراء، آيه ١٥.)
[٢] - لايكلّفُ اللّهُ نفساً إِلّا ما آتاها.( سوره طلاق، آيه ٧.)
[٣] - كلينى، كافى، ج ٢، كتابالايمان والكفر، باب ما رفع عنالامة، ح ٢؛ صدوق: فقيه، ج ١، ص ٣٦ و خصال، ج ٢، ص ٤١٧