اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٩٧ - ٢ اميد
شايد گناهكاران از آنچه مىكنند، دست بردارند و در نتيجه هلاك نشوند، مگر آنكه مىدانند.»[١]
د) آفت بيم: بيمناكى از پروردگار به منزله تازيانهاى است براى سلوك بندگان در وادى قُرب الهى. همچنانكه فقدان و ضعف اين تازيانه، سالك كوى الهى را بىزاد و توشه بر راه مىنهد، شدت و فزونى بيشازحدّ آن نيز فروغ اميد را نسبت به امكان وصول به سرمنزل مقصود در دل او خاموش نموده توان حركت را از او خواهد گرفت. بنابراين افراط در بيمناكى از خداوند «قنوط و يأس»[٢] از رحمت الهى است كه آفت بزرگ خوف از خداوند است و از رذيلتهاى بزرگ اخلاقى بهشمار مىآيد. بر همين اساس قرآن قنوط از رحمت الهى را گمراهى محض مىداند: «چه كسى- جز گمراهان- از رحمت پروردگارش نوميد مىشود؟»[٣] و در جاى ديگر نوميدى از رحمت خداوند را فقط شايسته كافران مىانگارد:
«همانا جز گروه كافران، كسى از رحمت خدا نوميد نمىشود.»[٤]
در بسيارى از موارد، بيم آدمى از فرجام بد زندگى و عاقبت شوم است؛ بيم از آنكه مبادا انسان در حال كفر و انكار خداوند يا شك و ترديد از دنيا رود؛ يا در حالى دنيا را ترك كند كه قلبش خالى از انس و محبت به خداوند باشد و در نتيجه از اعمال خويش شرمگين و به عذاب الهى گرفتار شود. بديهى است كه هر كس چنين بيم و هراسى در دل داشته باشد، از هم اكنون در پى تغيير منش و رفتار خود خواهد بود. و اين همان رمز فضيلت بيم از پروردگار است.
٢. اميد
الف) مفهوم و ماهيت اميد: «رجا» عبارت است از احساس راحتى قلب در نتيجه انتظار تحقق امرى كه محبوب و خوشايند است؛ البته در صورتى كه اكثر اسباب و موجبات آن امر محبوب، محقق باشد. ولى هرگاه وجود يا عدم اسباب آن معلوم نباشد، به چنين انتظارى «تمنّى» و «آرزو» گفته مىشود. اگر اسباب و علل پيدايش امر محبوب فراهم نبود و در عين حال شخص انتظار تحقق آن را دارد، به چنين انتظارى «غرور» و «حماقت» مىگويند، و هرگز مفهوم «رجا و اميد» بر آن صادق نيست. «اميد» نيز همانند «بيم» در جايى مطرح مىشود كه بروز حادثه عادتاً محتمل باشد نه قطعى. بنابراين اميد نسبت به طلوع و غروب خورشيد كه
[١] - كافى، ج ٨، ص ١٣٨، ح ١٠٣
[٢] - برخى از ارباب لغت، قنوط را درجه شديد يأس دانستهاند.( ر. ك: ابىهلال العسكرى و سيد نورالدّين الجزايرى: معجم الفروق اللّغويّه، ص ٤٣٥ و ٤٣٦)
[٣] - سوره حجر، آيه ٥٦
[٤] - سوره يوسف، آيه ٨٧