اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٩٦ - ١ بيم
شهوات نيست؛ ولى عكس آن صادق نيست.[١]
ج) ارزش بيم: اولًا، نقش خوف از خداوند در سعادتآفرينى براى انسان بسيار بنيادين است. زيرا طبق مباحث پيشگفته، سعادت آدمى جز در ملاقات پروردگار و منزلگزيدن در جوار قرب او، نيست و اين امر در سايه محبت و انس الهى ميسّر است و آن خود در گرو معرفت الهى است. معرفت خود رهين فكر است و انس در بند محبت و ذكر. فكر و ذكر الهى جز در سايه بريدگى دل از محبت دنيا حاصل نگردد و قطع علاقه دل از محبت دنيا را جز بريدن از شهوات و لذتها راهى نيست و آتش خوف خداوند سلاح كارآمدى در راه پاىگذاردن بر لذتها و شهوتها است.[٢] در نتيجه خوف الهى سنگ بنيادين حركت انسان بهسوى مقصود است.
ثانياً، آيات و روايات فراوانى به زبانهاى مختلف بر اهميت و منزلت خوف از خداوند تأكيد ورزيدهاند. از جمله قرآن براى پروا پيشگان از خداوند، رحمت و رضوان و هدايت را وعده داده است:
براى كسانى كه از پروردگارشان بيمناك بودند، هدايت و رحمتى بود.[٣]
خدا از آنان خشنود است و [آنان نيز] از او خشنودند. اين [پاداش] كسى است كه از پروردگارش بترسد.[٤]
همچنين قرآن، ادعاى بيمناكى از خداوند را تنها از عالمان حقيقى مىپذيرد: «از بندگان خدا تنها داناياناند كه از او مىترسند.»[٥] در جاى ديگر خوف از خداوند را از لوازم ايمان دانسته است: «مؤمنان، همان كسانىاند كه چون خدا ياد شود دلهايشان بترسد.»[٦] و سرانجام آنكه قرآن به خداترسان وعده بهشت داده است: «و امّا كسى كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد، و نفس خود را از هوس بازداشت، پس جايگاه او همان بهشت است.»[٧] در گفتوگوى خداوند با حضرت عيسى ٧ آمده است: «اى عيسى، از من بيمناك باش و بندگان مرا نسبت به من بيم دِه، تا
[١] - ر. ك: نراقى: پيشين، ج ١، ص ٢١٩ و ٢٢٠؛ فيض كاشانى: پيشين، ج ٧، ص ٢٧٠- ٢٧١
[٢] - همان، ص ٢٢٣
[٣] - سوره اعراف، آيه ١٥٤
[٤] - سوره بيّنه، آيه ٨
[٥] - سوره فاطر، آيه ٢٨
[٦] - سوره انفال، آيه ٢. همچنين ر. ك: سوره آل عمران، آيه، ١٧٥
[٧] - سوره نازعات، آيه ٤٠ و ٤١