اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٠٥ - دو غرور
كسى از راه حرام مالى بهدست آورد و آن را در راههاى خير از قبيل ساختن مسجد و مدرسه و سير كردن گرسنگان مصرف نمايد، به اين خيال و اطمينان به اينكه در راه خير و سعادت گام برمىدارد؛ حال آنكه فريبخورده و مغرور است. بنابراين «غرور» داراى دو ركن اساسى است:
١. جهل مركب؛ يعنى اعتقاد قلبى به اينكه عمل او خير و صلاح است، در حالىكه در واقع چنين نيست.
٢. برخلاف آنچه در ظاهر ادّعا مىشود، منشأ و انگيزه اصلى فرد نه خير و سعادت، بلكه حبّ شهوات و پيروى از غضب و انتقامجويى است.
غرور بهشدت در قرآن و روايات مورد نكوهش قرار گرفته است. قرآن در اين باره به انسان هشدار مىدهد كه «زنهار! تا اين زمان زندگى دنيا، شما را نفريبد، و زنهار تا شيطان شما را مغرور نسازد.»[١]
در جاى ديگر عامل غرور را دوستى دنيا و دنياطلبى مىداند: «و زندگى دنيا جز مايه فريب نيست.»[٢] اگرچه در همه گروههاى مردم، افراد مغرور و فريبخورده وجود دارند، برخى از گروهها بيشتر در معرض غرورند و يا بهعبارت ديگر برخى از امور بيشتر مجراى غرور واقع مىشوند. بههمين دليل عالمان اخلاق عمدهترين گروههايى را كه در معرض غرورند، گروههاى زير مىدانند:
الف) كافران: زيرا معتقدند كه نقد دنيا بهتر از نسيه آخرت است و همچنين لذات يقينى دنيا بهتر از لذتهاى موعود اخروى مىباشد.
ب) مؤمنان گناهكار و فاسق: زيرا به اين بهانه كه خداوند بزرگوار و داراى رحمت گسترده است، گناهان آنان در كنار مهر و عفو او ناچيز بوده قطعاً مشمول بخشش خداوند قرار خواهند گرفت.
ج) عالمان: چون ممكن است تصور كنند كه دانش و آگاهى، موجب رستگارى است. و در نتيجه در صدد عملكردن به علم خويش برنيايند.
د) واعظان و مبلغان: زيرا شايد گمان كنند كه نيت آنان هدايت مردم است؛ در حالىكه درپى ارضاى نفس خويشاند و در اين راه از نسبتدادن امور خلاف واقع به دين ابايى نكنند.
ه) اهل عبادت و عمل: چون ممكن است در واقع در پى ريا و خودنمايى باشند، ولى تصور كنند كه انگيزه آنان كسب رضايت پروردگار و تقرّب معنوى به او است.
[١] - سوره لقمان، آيه ٣٣. همچنين ر. ك: سوره حديد، آيه ١٤
[٢] - سوره آل عمران، آيه ١٨٥؛ سوره حديد، آيه ٢٠