اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٥٠ - ٤ قدرت
حوزه علوم اسلامى اين شرط تحت عنوان محال و قبيح بودنِ «تكليف بما لايُطاق» قضيهاى رايج و مورد اذعان همگان است.
فلاسفه و متكلمان مسلمان براى اثبات اين شرط، علاوه بر ادعاى بداهت عقلى آن و اينكه تكليف به امر غيرمقدور از مصاديق بارز ظلم و خلاف عدالت است، به حكمت الهى و هدفمند بودن افعال خداوند نيز استدلال كردهاند. به مقتضاى حكيمانه بودن افعال تكوينى و تشريعى الهى، خداوند در تكاليفى كه براى بندگان خود مقرر مىدارد، در پى تحقق اهدافى است. طبيعى است كه اين اهداف در صورتى قابل دستيابى خواهد بود كه انجام وظايف مقرر شده، خارج از توان و طاقت افراد نباشد. بنابراين تعيين تكليف نسبت به امورى كه براى فرد غيرمقدور است، لغو و بيهوده و خلاف حكمت بوده و صدور آن از پروردگار حكيم، محال است.[١]
اين شرط در كتاب و سنت نيز بهطور مكرر مورد تأييد و تأكيد قرار گرفته است.
نمونههايى از اين موارد به قرار زير است:
خدا هيچ كس را جز بهقدر توانايىاش تكليف نمىكند. آنچه [از خوبى] بهدست آورده به سود او، و آنچه [از بدى] بهدست آورده، به زيان اوست.[٢]
هيچكس را جز بهقدر توانش تكليف نمىكنيم، و نزد ما كتابى است كه به حق سخن مىگويد و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت.[٣]
علاوه بر اينكه فرد بايد قادر به انجام اصل فعل باشد، همچنين در صورتى كه اداى تكليفى مستلزم ابزار و وسايل و مقدماتى باشد، مكلّف بايد از عهده تحصيل آن مقدمات هم برآيد. در غير اين صورت در واقع نسبت به آن وظيفه و تكليف، قدرت و توانايى ندارد.[٤]
يادآور مىشود همانطور كه فقدان علم، در صورتى رافع مسئوليت اخلاقى است كه فرد در عدم آگاهى خود مرتكب كوتاهى و تقصير نشده باشد، در باب شرط توانايى و قدرت نيز بايد گفت كه ما در بسيارى از موارد مسئول تحصيل قدرت و توانمندى هستيم؛[٥] مثلًا ما وظيفه داريم ابزار و وسايل قدرت و توانمندى و آمادگى براى دفاع از سرزمينهاى اسلامى را
[١] - ر. ك: سبحانى، جعفر: الهيات، ج ١، ص ٣٠١؛ شهيد صدر: دروس فى علم الاصول، حلقه دوم، ص ٢٣٥- ٢٤٠
[٢] - سوره بقره، آيه ٢٨٦ و علامه طباطبايى: الميزان، ج ٢، ص ٤٤٣- ٤٤٤
[٣] - سوره مؤمنون، آيه ٦٢. همچنين ر. ك: سوره انعام، آيه ١٥٢ و علامه طباطبايى: الميزان، ج ١٥، ص ٤١- ٤٣
[٤] - ر. ك: شيخ طوسى: الاقتصاد فيما يتعلق بالاعتقاد، ص ١١٨- ١١٩
[٥] - ر. ك: شهيد مرتضى مطهرى: مقدمهاى بر جهانبينى اسلامى،( انسان در قرآن) ص ٢٧٦- ٢٧٧