اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٣٦ - ١٠ پرورش ايمان
به فضايل اخلاقى مقابل آن مثل تقواى الهى، عزّتمندى به خداوند، كبريايى، استغنا، هيبت ربانى و غيره آراسته مىكند ....[١]
ايمان به وحدانيت خداوند، جهانبينى توحيدى انسان را تنظيم مىكند و انسجام مىبخشد. انگيزهها، انديشهها، اهداف، عواطف، عادات و افعال، همگى براى تحقّق هدف واحدى كه حاكميت اللّه و رضاى او است همگرايى مىيابند و از اينرو آمال و اهداف دنيوى، نفسانى و شيطانى از آنجا كه غير خدا است و اسباب تشتت و تنازع و حقد و حسد و رذايل اخلاقى ديگر است، كمرنگ مىگردند.
حضور پر احتشام خداوند و فرشتگان رقيب و عتيد و اعتقاد به يوم الحساب، مراقبت و كنترل اخلاقى را براى انسان آسان مىكند و هرچه قدرت ايمان بيشتر باشد احساسِ حضور، بيشتر خواهد بود و تربيت اخلاقى آسانتر: «... خداوند همواره بر شما نگهبان است.»[٢] «آدمى هيچ سخنى را به لفظ در نمىآورد، مگر اينكه مراقبى آماده نزد او آن را ضبط مىكند.»[٣]
امام على ٧: «خداوند براى هر عملى، ثواب و براى هر چيزى حسابى قرار داده است.»[٤]
در شيوه علماى اخلاق- خصوصاً از زمان غزالى به بعد- اين روش بسيار مورد عنايت بوده است و بخش قابل توجهى از كتب اخلاقى (مستقيم يا غيرمستقيم) به آن اختصاص يافته است.
افزون بر اينها، از آنجا كه اصلاح و تهذيب اخلاق مردم از اهداف اصلى بعثت انبيا بوده است
(بعثت لاتمّم مكارم الاخلاق)
و پيامها و مواعظ اخلاقى در تعاليم انبيا بخش معظّم سيره و سلوك آنها است، لزومى به تفصيل در موضوع اثبات رابطه ميان پرورش ايمان و تربيت اخلاقى نيست. احاديث زير براى وضوح مطلب كافى است:
پيامبراكرم ٦: «ايمان موجب دورى از امور حرام و پاكى از مطامع دنيوى است.»[٥] «ايمان چيزى جز بردبارى و بخشندگى نيست.»[٦]
امام على ٧: «ايمان درختى است كه ريشه آن يقين، شاخهاش تقوا، شكوفهاش حيا و ميوهاش
[١] - الميزان، ج ١، ص ٣٥٤- ٣٦٠
[٢] - سوره نساء، آيه ١
[٣] - سوره ق، آيه ١٨
[٤] - غررالحكم
[٥] - كنزالعمّال، خ ٥٨
[٦] - همان، خ ٥٧