اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٢٦ - ٩ نظارت بر خود
كرد محو مىگردد و اگر ادامه داد، سياهى تمام قلب او را فرا مىگيرد و راه رستگارى مسدود مىگردد.[١]
نكته ديگر اين است كه «گناه» يك مفهوم چند وجهى است: احساس نافرمانى و بىوفايى، صدمه زدن به خويشتن و خراشيدن روح، و مستحق مجازات بودن. اگر اين احساس گناه بر روح انسان غالب شود و تداوم يابد، زمينهساز افسردگى روانى خواهد بود و انسان را از هرگونه بازسازى معنوى خويش و حركت بهسوى كسب فضايل اخلاقى باز مىدارد.
بنابراين توبه به معناى بازگشت دوباره براى نوسازى خويشتن است و شخصيتى نو، مصمم، متحول و اميدوار به رحمت خدا با صحيفهاى صاف و روشن براى تجديد اعمال بنا مىكند و اين توبه در حقيقت همان لطف و رحمت خداوند است. به فرموده امامصادق ٧: «توبه ريسمان الهى و عنايت ربوبى است. پس بندگان بر مداومت توبه بكوشند و هر گروهى را توبه خاص است ....»[٢]
توبه در حقيقت پيششرط و مقدمه نظارت بر خود است. امام على ٧ مىفرمايند: «به جهاد با نفس خود اقدام كن و توبه را مقدم دار تا به مقام طاعت پروردگارت نايل شوى.»[٣]
مقصود از توبه در اينجا بازگشت از راه خطا و عمل خلاف، همراه با حسرت و ندامت است. آتش حسرت و ندامت است كه پاكسازى از رذايل اخلاقى را ممكن مىسازد و سوز و گداز است كه طعم مغفرت را در كام انسان شيرين مىكند و احساس طهارت و طراوت را در كام انسان پديد مىآورد. براى هر شروعى و هر گامى در تربيت خود توبه لازم است، تا آن احساس عزّت و كرامت انسانى بازگردد؛ «خودپنداره» ارزشمند خويشتن را مشاهده نمايد و آماده تربيت اخلاقى گردد.
اشجار گناهان را در مقابل دل و ديده خويش قرار مىدهند و با آب ندامت آبياريش مىكنند؛ پس ميوه سلامت و رضا و كرامت را دريافت مىنمايند.[٤]
امام صادق ٧ مىفرمايد:
هنگامىكه بندهاى توبه واقعى (نصوح) مىكند، محبوب خدا مىشود. پس خداوند در دنيا و
[١] - اذا اذنب الرجل خرج فى قلبه نكتة سوداء فان تاب انمحت و ان زاد زادت حتى تغلب على قلبه فلا يفلح بعدها ابداً.( كافى، ج ٢، ص ٢٧١)
[٢] - مصباح الشريعه، ص ٩٧
[٣] - غررالحكم
[٤] - بحار، ج ٧٨، ص ٧٢