اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٣٠ - چهار موانع دوستى براى خداوند
اى پسر عمران، بر آنچه از فضل خود به مردم دادهام حسد مبر و چشمت را دنبال آن دراز مكن و دلت را پى آن مبر؛ زيرا حسدبرنده از نعمت من ناراحت است و از تقسيمى كه ميان بندگانم كردهام جلوگير است، و كسى كه چنين باشد، من از او نيستم و او از من نيست.[١]
آثار زيانبارى براى حسادت در روايات بيان شده، مانند كمى لذت، سلب راحتى و شادى و سرور حسود و فراوانى درد و رنج و آه و حسرت او و حتى از دست دادن قوت و سلامت جسمانى علاوه بر نابودى دين و ايمان او و از دست دادن سعادت و مقامات اخروى.
عالمان اخلاق براى حسد مراتب و درجاتى را بهشرح زير شمردهاند:
١. اينكه انسان در دل تمنّاى زوال نعمت را از ديگرى داشته باشد؛ اگرچه آن نعمت به دست او نرسد. اين بدترين نوع حسادت است.
٢. خواهش زوال نعمت از ديگرى، براى رسيدن خود به آن. مثلًا دوست دارد كه به مقامى خاص دست يابد و چون برخوردارى او از اين مقام متوقف بر سلب و زوال آن از ديگرى است، زوال آن را از ديگرى تمنّا مىكند. گفته شده است كه آيه زير دلالت برنهى از اينگونه حسادت دارد: «و زنهار، آنچه را خداوند به [سبب] آن، بعضى از شما را بر بعضى [ديگر] برترى داده آرزو مكنيد.»[٢]
٣. مشابه نعمتى را كه ديگرى دارد، بخواهد و اگر خود بدان نعمت دست نيافت، دوست دارد كه از ديگرى نيز سلب گردد و اگر بتواند در جهت سلب آن از ديگرى تلاش مىكند.
٤. همان صورت سوم، با اين تفاوت كه قوت عقل و دين او مانع از آن مىشود كه در جهت سلب آن از ديگرى اقدام كند و از اين حالت نفسانى خود- يعنى تمنّاى سلب نعمت از ديگرى- ناخشنود و خشمگين است. اين حالت نفسانى، اگرچه ناپسند است، موجب عذاب الهى نمىگردد، و اميدى به رستگارى چنين شخصى وجود دارد.[٣]
حسادت، عواملى دارد كه مهمترين عوامل حسادت بدين شرح است:
١. پستى و پليدى نفسانى كه در نتيجه آن بدون اينكه دشمنى خاصى بين او و ديگران وجود داشته باشد، از زوال نعمت ديگران خوشحال و از بهرهمندى آنان از نعمتهاى الهى محزون و ناراحت و از گرفتارى و درد و رنج ديگران خوشحال است؛ اگرچه از برخوردارى آنان زيانى به او نمىرسد.
[١] - كلينى: كافى، ج ٢، ص ٣٠٧، ح ٦
[٢] - سوره نساء، آيه ٣١
[٣] - ر. ك: نراقى، جامع السعادات، ج ٢، ص ١٩٨- ١٩٩