اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٣٨ - يك آزادى و اختيار فاعل
مانند اينكه انسان از نظر اخلاقى موظف است نماز بخواند يا بر او حرام است كه شراب بنوشد. اين نوع جبر در مقابل اختيار و آزادى اخلاقى قرار دارد.
٣. جبر حقوقى: قانون، انسان را ملزم مىدارد كه در زندگى اجتماعى خود اعمال مشخصى را انجام دهد و يا افعال خاصى را ترك نمايد؛ از جمله اينكه بر طبق قانون، همه مجبور هستيم به تناسب درآمد خود ماليات بپردازيم و يا به حق مالكيت و حريم زندگى خصوصى ديگران احترام بگذاريم. در صورت تخلف از اين امور با مجازاتهاى قانونى روبهرو هستيم. اختيار و آزادى حقوقى در مقابل اين مفهوم از جبر قرار مىگيرد. بايدها و الزامهايى كه در علم حقوق از آن گفتوگو مىشود، از اين دستهاند.
٤. جبر روانشناختى: گاهى آدمى تحتتأثير وضعيت روانى و حالات درونى، ناگزير است اعمالى را انجام دهد و يا فعلى را ترك نمايد؛ مانند اينكه چون از درگذشت مادرش اندوهگين است و رقّت قلبى در او پيدا شده است، با ديگران مهربانى مىكند و يا همسرش را نمىآزارد و يا بهدليل اينكه از درآمد سرشار روزانهاش سرمست شده است و يا اشتياق ديدار عزيزان خود را دارد، ناگزير از كردههاى بد ديگران نسبت به خود گذشت مىكند و دست به بذل و بخشش مىزند. اين نوع جبر، نقطه مقابل آزادى و اختيار روانشناختى است. اين تلقى از جبر و اختيار، در روانشناسى متداولتر است.
٥. جبر جامعهشناختى: در مواردى وضعيت جامعه و آداب و سنن و فرهنگ اجتماعى ايجاب مىكند كه فرد رفتار مشخصى را از خود بروز دهد و ناگزير است كه برخى اعمال را ترك نمايد؛ مانند آنكه فشارهاى اجتماعى در جامعه ايرانى يك فروشنده بازارى را وادار مىكند كه در روز عاشورا حتى اگر دلخواه او نباشد، فروشگاه خود را تعطيل كند و يا در نتيجه تحولات اجتماعى ناشى از توسعه صنعتى فرد ناگزير است هنگام پياده شدن از مترو تعارفات را كنار بگذارد تا بتواند در فرصت اندكى كه درها براى پيادهشدن باز است، از قطار خارج شود. آزادى و اختيار جامعهشناختى در برابر اين نوع جبر معنا پيدا مىكند. اين مفهوم از جبر در علوم اجتماعى كاربرد وسيعى دارد.
پس از شرح اجمالى كاربردهاى شايع واژگان اجبار و آزادى، اكنون به آسانى مىتوان مفهوم نوعى از اختيار و آزادى را كه رُكن عمل اخلاقى است، شناخت. آنچه عملى را در قلمرو داورى علم اخلاق مىگنجاند، اختيارى و آزادانه بودن عمل در مفهوم فلسفى آن است. اختيار و آزادى فلسفى و تكوينى، مغايرتى با الزامها و اجبارهاى اعتبارى از قبيل الزام و اجبار حقوقى و اخلاقى ندارد و وجود دستورهاى اخلاقى يا حقوقى، آزادى و اختيار