اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٣٧ - يك آزادى و اختيار فاعل
استحقاق حكم اخلاقى را ندارد.
انسان دو نوع فعل انجام مىدهد: يك دسته افعال و كارهاى طبيعى و اضطرارى و گروه ديگر، افعال اختيارى و ارادى. «افعال طبيعى و اضطرارى» از طبيعت انسان صادر مىشود؛ بدون اينكه علم و آگاهى در انجام آنها دخالتى داشته باشد؛ مانند نفس كشيدن. امّا «افعال ارادى و اختيارى» انسان از روى علم و آگاهى از او صادر مىشود؛ يعنى انسان ابتدا آن عمل را مىشناسد و آن را از ساير رفتارها تميز مىدهد، سپس آن را مصداق كمال نفس مىيابد، آنگاه مبادرت به انجام آن مىنمايد.[١]
البته همانطور كه در مباحث فلسفى و كلامى به اثبات رسيده است، ترديدى وجود ندارد كه آدمى نسبت به كارهايى كه از روى علم و اراده انجام مىدهد، اختيار تكوينى دارد. آرى، اختيار بشر مطلق نيست؛ زيرا اختيار او يكى از اجزاى سلسله علل است. اسباب و علل خارجى نيز در تحقق افعال اختيارى او دخالت دارند؛ مثلًا تغذيه انسان علاوه بر خواست و اراده او، به وجود غذا در خارج و قابليت آن براى خوردن و در دسترس بودن، سلامتى دهان و دستگاه هاضمه و دهها و صدها علت و سبب ديگر كه خارج از اختيار او است، نياز دارد كه سرسلسله آنها، خواست و اراده خداوند است كه بقاى اراده آدمى نيز وابسته به خواست او است.[٢] بنابراين آزادى اراده بشر حتى در حوزه افعال ارادى او نيز محدود و مشروط است؛ ولى ستايش و نكوهش اخلاقى نسبت به عمل او، محدود به قلمرو فعل اختيارى او است.
در مقابل فعل ارادى و آزادانه، فعل طبيعى و جبرى است كه بهدليل كاربردهاى مختلفى كه واژگان اختيار و جبر در اصطلاح علوم مختلف دارند و بسيارى از اين معانى در فرهنگ عمومى جامعه مورد استفاده قرار مىگيرد و همواره منشأ پيدايش شبهاتى در اذهان مىگردد، جاى دارد انواع مهم كاربردهاى مختلف جبر و اختيار را برشماريم.
واژه جبر در موارد زير بهكار برده مىشود و آزادى و اختيار در هر مورد، معناى مقابل آن را دارد:
١. جبر فلسفى: اعمال و رفتارى است كه از انسان صادر مىشود، ولى اختيار او هيچ مدخليتى در پيدايش آنها ندارد؛ همانند نفس كشيدن آدمى كه مقتضاى طبيعت او است. در مقابل اين نوع جبر، آزادى و اختيار فلسفى وجود دارد.
٢. جبر اخلاقى: اعمالى است كه انسان به حكم اخلاق، ملزم به انجام يا ترك آنها است؛
[١] - ر. ك: علامه طباطبايى( ره): الميزان، ج ١، ص ١٠٦- ١٠٧
[٢] - همان، ج ١٦، ص ٦٧