اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١١٣ - ه جهتگيرى نفس نسبت به مواهب دنيوى
اين باره مىفرمايد:
دنيا را رها كن كه محبت دنيا كور و كر و لال و زبون كند. پس در آنچه از عمرت باقيمانده جبران گذشته نما و فردا و پسفردا مگو؛ زيرا پيشينيان كه هلاك شدند، براى پايدارى بر آرزوها و امروز و فرداكردن بود، تا آنكه ناگهان فرمان خدا بهسويشان آمد [مرگشان رسيد] و آنها غافل بودند.[١]
ب. دونهمتى: دون همتى، انسان را از پيگيرى مقامات و اهداف بلند باز مىدارد، آيندهنگرى و عاقبت انديشى را برنمىتابد و دم غنيمتى و روزمره انديشى را پيشه او مىسازد. به فكر فرداهاى سعادتمند و شكوهمند بودن و از اكنون به استقبال مشكلات فردا رفتن هنر صاحبان همتهاى بلند و روحهاى بزرگ است. فرداهاى درخشان را در زندگى فردى و اجتماعى ديدن و از اكنون براى فردا چاره انديشيدن زيبنده همتهاى عالى است.
بنابراين دون همتى به عنوان مانعى براى جهتگيرى مطلوب نفس نسبت به فردا و از امروز در انديشه اصلاح فردا بودن، بهشدت مورد مذمت واقع شده است. از جمله امام صادق ٧ مىفرمايد:
سه چيز انسان را از رفتن در پى مقامات عاليه و اهداف بلند باز مىدارد: كوتاهى همّت، چاره انديش نبودن و سستى انديشه.[٢]
ه. جهتگيرى نفس نسبت به مواهب دنيوى
بسيارى از اعمال و رفتار انسانها ناشى از جهتگيرى نفسانى آنان نسبت به دنيا است. اين جهتگيرى حتى منشأ پيدايش شمار فراوانى از صفات و ملكات نفسانى است. به نظر مىرسد كه در اخلاق اسلامى محور جهتگيرى مطلوب نفسانى نسبت به مواهب دنيوى بر محور زهد مىچرخد و مىتوان ساير مفاهيم عامى را كه در اين باب مطرحاند- مانند قناعت، عفت، حرص، طمع و حسرت- بر پايه زهد تبيين كرد.
[١] - شيخ كلينى: كافى، ج ٢، ص ١٣٦، ح ٢٣
[٢] - حرّانى: تحف العقول، ص ٣١٨