اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٩٩ - ٦ روش عبرتآموزى
٦. روش عبرتآموزى
كلمه «عَبْر»، گذشتن و عبور از حالى به حال ديگر است و اعتبار (/ عبرت آموزى) حالتى است كه با ديدن و حضور نزد آنچه مشهود است بهپيامى كه نامشهود است نايل گردند.
بنابراين مقصود از اين روش آن است كه انسان با حضور در كنار امور و حوادث، با مشاهده دقيق و نظر كردن در آنها تغييرى درونى برايش حاصل شود كه در نتيجه اين حالتِ انفعال نفسانى، آماده پذيرش پيام و محتواى موجود در ژرفاى آن حادثه گردد. مشاهده عينى و از نزديك، تأثيرى در انسان دارد كه شنيدن و گزارش ديگران چنان اثرى ندارد.
دليل آن اولًا پذيرفتنىتر بودنِ مشاهدات است؛ برخلاف شنيدهها كه غالباً قابل تشكيك است. يكى از يقينيات در برهان منطقى، مشاهدات يا محسوسات است. ثانياً توجه به پديدهاى با جزئيات آن، مطابق با قالبها و ساختارهاى شناختى و عاطفى بيننده، موجب مىگردد آن واقعه بهتر درونسازى شود و به ساختار روانى انسان راه يابد. البته گاهى گزارشهاى تاريخى يا داستانى در اثر قدرت هنرى گزارشگر چنان دقيق است كه گويا شنونده يا خواننده حضور خود را در كنار حادثه احساس مىكند. در هنرهاى نمايشى مثل فيلم و تئاتر چنين تجسمى امكان مىيابد. در قرآن و روايات روش عبرتآموزى، فراوان بهكار گرفته شده است. راههاى عبرتآموزى عبارتند از:
الف. مشاهده آثار گذشتگان: انبان تاريخ، سرشار از وجود كسانى است كه بار خطايى را به دوش گرفته و در مسيرى ناصواب پيش رفتهاند. تأمل در آثار بهجاىمانده از گذشتگان، ما را متقاعد مىكند كه براى كناره گرفتن از هر خطايى، لازم نيست حتماً خود به تجربه بنشينيم و كيفر ببينيم. بناهاى تاريخى، موزهها، خرابهها، و دفينهها و ... نشانه انسانهايى است كه آنها را بهوجود آوردهاند. قرآن ما را دعوت به سير و سفر در آنها و تجربهآموزى از پيشينيان مىكند:
آيا در زمين نگرديدهاند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها بودند، چگونه بوده است؟ آنها از ايشان نيرومندتر بودند و آثار [پايدارترى] در روى زمين باقى گذاشتند، خدا آنان را به كيفر گناهانشان گرفتار كرد و در برابر خدا حمايتگرى نداشتند.[١]
عمار ساباطى نقل مىكند: اميرالمؤمنين ٧ به مدائن آمد و در ايوان كسرى نزول فرمود و «دلف بن بحير» همراه ايشان بود. پس در آنجا نماز خواند و برخاست ... در خدمت آن
[١] - سوره مؤمن، آيه ٢١