اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٠٠ - ٦ روش عبرتآموزى
حضرت جماعتى از اهل ساباط بودند. پس در منازل كسرى گردش كرد و به دلف فرمود:
«كسرى در اين مكان مقام و منزلتى داشته است». دلف گفت: «به خدا قسم چنين است كه مىفرمايى». پس با آن جماعت در تمام آن مواضع گردش كرد و دلف مىگفت: «اى سيّد و مولاى من چنان شما به اينجا آگاهيد كه گويا شما اين چيزها را در اينجا نهادهايد. وقتى آن حضرت بر مداين مرور مىفرمود و آثار كسرى و خرابى آن را مشاهده مىنمود، يكى از آن اشخاص كه در خدمت حضرت بود از روى عبرت اين شعر را خواند:
|
جرت الرياح على رسوم ديار هم |
فكانّهم كانوا على ميعاد |
|
حضرت فرمود: چرا نخواندى:
[وه!] چه باغها و چشمهسارانى [بعد از خود] برجاى نهادند، و كشتزارها و جايگاههاى نيكو، و نعمتى كه از آن برخوردار بودند. [آرى،] اين چنين [بود] و آنها را به مردمى ديگر ميراث داديم. و آسمان و زمين زارى نكردند و مهلت نيافتند.[١]
بعد حضرت فرمود:
ايشان وارث گذشتگان بودند، پس خودشان موروث آيندگان گشتند. شكر نعمت نگزاردند و در اثر ناسپاسى، آن نعمتها از ايشان سلب گرديد: بپرهيزيد از ناسپاسى نعمت كه بلاها بر شما فرود مىآيد ....[٢]
در نهجالبلاغه بسيار به اين نكته بر مىخوريم:
براى شما در سرنوشت امتهاى گذشته، عبرتها است. عمالقه و فرزندانشان كجايند؟
فراعنه و اخلافشان كجا هستند؟ اصحاب رس كه پيامبران را كشتند و سنتهاى آنان را پايمال نمودند و رسوم زورگويان را بر پا كردند، كجايند؟ ....[٣]
خداوند مىفرمايد:
پس امروز تو را [فرعون]» با زره [زرّين] خودت به بلندى [ساحل] مىافكنيم، تا براى كسانى كه از پى تو مىآيند عبرتى باشى.[٤]
[١] - سوره دخان، آيات ٢٥- ٢٩
[٢] - بحار، ج ٧٨، ص ٩٢
[٣] - نهجالبلاغه، خطبه ١٨٢
[٤] - فاليوم نُنجّيك ببدنِك لتكون لمن خلفك آيةً.( سوره يونس، آيه ٩٢)