اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١١٦ - سه درجات زهد
رسولخدا ٦ فرمود:
خوشا به حال آنان كه در مقابل خداوند فروتنى مىكنند و در آنچه برايشان حلال شده است، زهد مىورزند، بدون آنكه از سيره من روى بگردانند.[١]
٥. روى گردانيدن از هرآنچه غير خدا است، حتى از خودش. البته توجه به بعضى از اشيا مانند خوراك و پوشاك و معاشرت با مردم در حدّ ضرورت منافاتى با اين درجه از زهد ندارد؛ زيرا توجه كامل به خداوند جز با بقا و زندهماندن انسان ممكن نيست و زندگى انسان هم در گرو برخوردارى از ضروريات زندگى است. چنانكه از امام صادق ٧ نقل شده است:
زهد كليد درِ بهشت و برائت از جهنم است و آن ترككردن هر چيزى است كه آدمى را از خداوند غافل گرداند، و افسوسنخوردن بر از دست دادن دنيا و دچار خودپسندى نشدن از ترك آن.[٢]
امام على ٧ در پاسخ پرسش از ماهيت زهد مىفرمايد:
همه زهد در دو كلمه از قرآن گردآمده است. خداى سبحان فرمود: تا بر آنچه از دستتان رفته دريغ نخوريد، و بدانچه به شما داده شادمان مباشيد.[٣] و آنكه بر گذشته دريغ نخورد و به آينده شادمان نباشد، از دو سوى زهد ورزيده است.[٤]
٣. مراتب زهد از حيث چيزى كه در طلب آن انسان از دنيا روى برمىگرداند: از اين جهت زهد داراى درجات سهگانه زير است.
يك. زهد خداترسان: انسان براى تحصيل نجات از آتش و ساير عذابهاى اخروى از دنيا رويگردان مىشود.
[١] - همان، ج ٨، ص ١٦٩، ح ١٩٠؛ حرّانى: تحف العقول، ص ٣٠. همچنين ر. ك: صدوق: فقيه، ج ٤، ص ٤٠٠، ح ٥٨٦١ و تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢١١، ح ٤٢
[٢] - گيلانى، عبدالرزاق: مصباحالشريعة، ص ١٣٧
[٣] - سوره بقره، آيه ٢٣٧
[٤] - نهجالبلاغه، حكمت ٤٣٩، همچنين ر. ك: كلينى: كافى، ج ٢، ص ١٢٨، ح ٤؛ و شيخ صدوق، امالى، ص ٧١٤، ح ٩٨٤، و خصال، ص ٤٣٧، ح ٢٦