اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٣٩ - ١٠ پرورش ايمان
كه عشق و محبت به او امر مىكند، هنگامى كه در اثر الهام از عالم بالا كار بزرگ و نيكويى را انتخاب مىكند، در اينوقت است كه روح او سرشار از ترنم سرود عالم خرد جهانى مىشود ....[١]
در حقيقت، ايمان انسان به خدا، با ورود به ضمير ناخودآگاه (گوستاويونگ، محتواى ضمير ناخودآگاه را شامل خدا، روح و نيروهاى غيبى مىداند)[٢] بر بسيارى از نگرشهاى ديگر او، مثل نگرش به معناى زندگى و هدف زندگى، تأثير مستقيم و جدّى دارد و اينها به نوبه خود نگرشهاى فرد در باب خوب و بد، درست و نادرست و ... را شكل مىدهند؛ تا بالأخره رفتارهاى فردى، اجتماعى، اخلاقى و مناسبتهاى بين فردى نيز از همان نگرشهاى اوليه و اساسى تأثير مىپذيرند.
شيوههاى ورود به ناخودآگاه فرد، چهار راه اساسى دارد كه غير از آخرى همگى طبيعى است:
١. برنامهريزىهاى دوران كودكى؛
٢. هنگام هيجانات شديد مثبت يا منفى؛
٣. تلقين به نفس در حالت هوشيارى: به اين صورت كه جملات و مفاهيم خوب و مثبت را در زمانى مناسب و آرام و همراه با توجه، با صداى بلند براى خود تكرار كند.
٤. روش هيپنوتيزم.
دستورات و تعاليم دينى كه براى پرورش ايمان در نظر گرفته شده است، از سه طريق اول بهترين استفاده را در جهت هدايت و تهذيب اخلاق افراد جامعه كرده است. شيوههاى پرورش ايمان كه در ضمن معارف دينى بيان شده، عبارتند از:
الف. عبادت: عبوديت به معناى اظهار تذلل و خاكسارى است كه معادل آن در فارسى همان «بندگى» است و عبادت بالاتر از آن است؛ يعنى نهايت تذلل و از اينرو به جز خداوند كسى مستحق آن نيست.[٣] بنابراين اعمال عبادى مختلف، مانند نماز، روزه، حج و غير آن براى اعلام همين تذلل و بندگى است. سيد قطب اين مطلب را به خوبى ترسيم مىكند:
نماز و روزه و زكات و حج و ساير مظاهر و شعاير تعبدى، چيزى جز كليد نيستند. تنها
[١] - ويليام جيمز، دين و روان، ص ٧ و ٨
[٢] - روانشناسى ضمير ناخودآگاه، ص ٩٢
[٣] - المفردات