اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٨ - الف پيامدهاى نسبيتگرايى اخلاقى
٥. نسبيّتگرايى ماترياليستى: فضيلت يا رذيلت بودن يك صفت يا رفتار، بستگى به نقش و كاركرد آن نسبت به ايجاد برابرى و تساوى مادى در بين انسانها و توزيع برابر امكانات دارد.[١]
الف. پيامدهاى نسبيّتگرايى اخلاقى
نسبيتگرايى اخلاقى بهطور كلى و با هر دليل و مبنايى كه ادعا شود، داراى پيامدهاى ويرانگر و غيرقابل قبولى است، كه هر يك بهتنهايى براى ابطال آن كافى است. برخى از اين پيامدهاى مشترك و كلى به قرار زير است:
١. سلب مسؤوليت: انكار اخلاق مطلق و اصول اخلاقى همگانى و جاودانه، هيچ فردى را در قبال رفتار خود، از نظر اخلاقى و در بسيارى از موارد از جهت حقوقى مسؤول نمىشناسد.[٢]
٢. بىثمرى احكام اخلاقى: احكام و قضاياى اخلاقى در صورتى مفيدند كه منشأ تأثير باشند؛ شور و شوق و تسليمى را در مخاطب برانگيزند و او را آماده ايثار و فداكارى كنند و اين امر ممكن نيست مگر با قبول و عشق به حقانيت عام، مطلق و جاودانه اصول اخلاقى. ولى نسبيتگرايى اخلاقى با همه اين امور در ستيز است و به يكباره خرمن هرگونه توصيه، تسليم و عشق به اصول مشترك اخلاقى را در آتش خود مىسوزاند.[٣] در نتيجه نه تبليغ و هدايت و ارشاد و تربيت معنايى دارد و نه انبيا و اولياى الهى مجوزى براى هدايت بشر خواهند داشت و نه مصلحان اجتماعى مىتوانند انتظار منطقى از مردم براى لبّيك به دعوت خويش داشته باشند.
٣. نفى كمال و جاودانگى دين: اخلاق، گسترهاى وسيع و جايگاهى برتر در انديشه دينى دارد؛ بهطورى كه دين، هدف بالذّات تكوين و تشريع را نيل به فضايل عالى اخلاقى مىداند، بههمين دليل در تمام تعاليم دينى، جهات اخلاقى لحاظ شده است و اكثريت آموزههاى دينى مستقيماً از موضوعات اخلاقى بحث مىكند. با توجه به اين حقيقت، قبول تغييرپذيرى و عدم ثبات احكام اخلاقى بهمعناى عصرى و موقّتىشدن تعاليم دينى و در نتيجه انكار كمال و خاتميت دين است. بنابراين نسبيّت اخلاقى با بينالمللى و جاودانگى دين كه از شؤون كمال و خاتميت آن مىباشد، در تعارض است.[٤]
٤. شكاكيّت اخلاقى: با اعتقاد به نسبيت اخلاقى امكان هرگونه داورى قاطع نسبت به يك موضوع اخلاقى از بين مىرود. نسبىگرايى اخلاق، امكان حكم كردن به «قُبح صداقت» را در
[١] - ر. ك: پُل روبيژيك: موافق و مخالف اگزيستا نسياليزم، ترجمه سعيد عدالتنژاد، نقل از مجله نقد و نظر، ش ١٣- ١٤، ص ٣٠٠- ٣٢٣.)
[٢] - ر. ك: پُل روبيژك: پيشين.( به نقل از مجله نقد و نظر، شماره ١٣- ١٤، ص ٣٠٥)
[٣] - همان، ص ٣١٦
[٤] - مرتضى مطهرى: نقدى بر ماركسيسم، ص ١٨٥