اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٧٦ - ٨ آفات و موانع ايمان
هفت. فلاح و رستگارى اخروى: غايت و نهايت همه آن آثار و بركات و فوايد ايمان، فلاح و رستگارى مؤمنان است و چه پايانى از اين خوشتر. خداوند در پرسشى معنادار از مؤمنان، مىفرمايد:
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، آيا شما را بر تجارتى راه نمايم كه شما را از عذابى دردناك مىرهاند؟ به خدا و فرستاده او بگرويد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد كنيد. اين [گذشت و فداكارى] اگر بدانيد، براى شما بهتر است.[١]
لقمان حكيم در نصيحتى خيرخواهانه به فرزند خويش مىگويد:
اى فرزندم، بهدرستى كه دنيا درياى ژرفى است كه عالمان فراوانى در آن هلاك شدهاند، پس كشتى نجات خويش را در آن، ايمانِ به خداوند قرار دِه.[٢]
٨. آفات و موانع ايمان
با توجه به آنچه در باب اسباب و موجبات ايمان بيان شد، عوامل تأثيرگذار بر روى ايمان فراوانند كه فقدان هر يك از آنها مىتواند آفت و مانع ايمان باشد؛ ولى مراد ما از آفات و موانع ايمان در اينجا تنها عواملى است كه با جوهره هدايتگرى ايمان در تعارضاند و در منابع متعارف اخلاق اسلامى در گروه صفات مربوط به قوه عاقله جاى گرفتهاند. شاخصترين اين قبيل آفات به شرح زير است:
يك. جهل: جهل اعم از بسيط و مركب از موانع بزرگ ايمان است. مراد از جهل بسيط آن است كه انسان فاقد علم باشد و بر عالم نبودن خويش نيز اذعان داشته باشد. اين نوع جهالت در ابتدا مذموم و نكوهيده نيست؛ زيرا مقدمه تحصيل علم است و تا آدمى خود را جاهل نبيند به جستوجوى علم برنمىخيزد. اما ثبات و استمرار بر اين جهالت از زشتىهاى اخلاقى و بسيار نكوهيده است.[٣] ولى جهل مركب عبارت از آن است كه آدمى عالم نبوده و بهرهاى از واقعيت در ذهن ندارد؛ ولى معتقد است كه او واقعاً به حقيقت دست يافته است. او در واقع نمىداند كه نمىداند و به دو امر جاهل است و به همين دليل به آن جهل مركب گفتهاند. اين
[١] - سوره صف، آيه ١٠ و ١١
[٢] - شيخ صدوق: فقيه، ج ٢، ص ٢٨٢، ح ٢٤٥٧
[٣] - نراقى، محمدمهدى: پيشين، ج ١، ص ١٠٠