اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٩٩ - ٢ اميد
همچنين گناهكاران را به تعجيل در درخواست گذشت از خداوند فرا مىخواند، همگى در واقع، تشويق به اميدوارى به خداوند و حسن عاقبت است.[١]
ج) آفات اميدوارى: اميد به رحمت خداوند و سرانجام نيك از دو ناحيه بهشدت تهديد مىشود كه در زير به آنها اشاره مىشود.
١. اميدوارى بدون عمل: در تعريف «اميد» گفته شد كه راحتى قلب در نتيجه انتظار تحقق امرى خوشايند، در صورتى اميدوارى ناميده مىشود كه اغلب اسباب و علل آن فراهم باشد و الّا انتظار سرانجامى خوش بدون تحقق اسباب آن، چيزى جز «حماقت» و «غرور» نخواهد بود.
يكى از آفات مهم اميدوارى در واقع اميدهاى كاذب و بى اساس است. در نظام اخلاقى اسلام، سعادتمندى جز از مسير عمل صالح نمىگذرد؛ ولى بسيارند افرادى كه بدون تلاش و عمل نيك مدّعى اميدوارى به سرانجام نيكو هستند. امام على ٧ در هشدارى به اين گروه مىفرمايد:
اميددارى خدايت پاداش فروتنان دهد، در حالى كه تو نزد او از گردنفرازان بهشمار آيى، و طمع بستهاى كه ثواب صدقهدهندگان يابى، در حالى كه در نعمت غلتانى و آن را از بيچاره و بيوهزن دريغ مىدارى! آدمى پاداش يابد بدانچه كرده است و درآيد بدانچه از پيشفرستاده است.[٢]
٢. احساس ايمنى از مكر خداوند: زيادهروى در اميد به بخشايش خداوند موجب احساس ايمنى از مكر او مىگردد كه يكى از رذايل اخلاقى است. ايمن پنداشتن خويش از عذاب و مكر الهى با خوف از خداوند منافات دارد و احساس ايمنى از مكر الهى سرآغاز غلتيدن در عصيان خداوند است. بر همين اساس انبيا و اوليا هرگز خويش را ايمن نمىپنداشتند و همواره از عذاب خداوند بيمناك بودند. قرآن كريم در مذمت احساس ايمنى از مكر خداوند مىفرمايد:
آيا از مكر خدا خود را ايمن دانستند؟ [با آنكه] جز مردم زيانكار [كسى] خود را از مكر خدا ايمن نمىداند.[٣]
د) مناسبات بيم و اميد: به اين امر از دو منظر مىتوان توجّه نمود: يكى از جهت چگونگى و ميزان حاكميت هر يك بر قلب انسان، و دوم از جهت مقام و منزلت و ميزان ارزشمندى آن دو در مقايسه با يكديگر؛ يعنى اينكه آيا اميد ارزشمندتر از بيم است، يا برعكس.
اولًا، بيم و اميد به مفهوم پيشگفته، در اصل وجود با هم ملازماند؛ زيرا «بيم» نگرانى قلبى
[١] - ر. ك: نراقى، محمدمهدى: پيشين، ج ١، ص ٢٤٧- ٢٥٤
[٢] - نهجالبلاغه، نامه ٢١ و ر. ك: همان، خ ١٦٠، حكمت ١٥٠؛ حرّانى: پيشين، ص ٢؛ كافى، ج ٢، ص ٦٨، ح ٥
[٣] - سوره اعراف، آيه ٩٩