اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢١٥ - ٨ روش تشويق و تنبيه
كردهاند؛ مثل پول، جايزه، نمره و ....
٥. اگر رفتارى را كه با تقويتى افزايش يافته براى مدتى تقويت نكنيم، بهتدريج متوقف مىشود كه به آن «خاموشى» نيز مىگويند.
٦. تنبيه به معناى وارد كردن محرك آزارنده براى حذف يك رفتار نامطلوب است.
٧. تقويت متناوب از تقويت پيوسته مؤثرتر است. بنابراين اگر مربى هر بار پس از بروز رفتار مطلوب پاداش دهد، ناخواسته ميزان احتمال وقوع آن، رو به كاهش مىرود؛ اما اگر متربى بهطور متناوب و نسبى پس از چند بار انجام دادن رفتار، پاداش بيابد، احتمال وقوع افزايش خواهد يافت. مؤثرتر آن است كه در ابتداى يادگيرى پيوسته باشد و پس از رسيدن به سطح رضايتبخش متناوب گردد.
٨. در ابتدا تقويتكنندههاى اجتماعى (ستايش، تأييد، لبخند و ...) با تقويتكنندههاى ملموس به كار گرفته شوند و سپس تقويتكننده ملموس حذف گردد. در آيات و روايات بر نقش تربيتى تشويق و تنبيه تأكيد شده است. اميرمؤمنان خطاب به مالك اشتر مىفرمايد:
نيكوكار و بدكار نزد تو يكسان نباشند؛ زيرا اين امر (يكسانانگارى) موجب ترك نيكوكارى خوبان و تداوم بدكارى نااهلان خواهد شد. پس براى رعايت ادب، با هر كدام مطابق با احوال خودش برخورد كن.[١]
اصلاح نيكان با اكرام آنان و اصلاح بدكاران با تأديب آنان ميسّر مىگردد.[٢]
هر چه در آسمانها و هرچه در زمين است، از آن خدا است؛ تا كسانى را كه بد كردهاند، به سزاى آنچه انجام دادهاند كيفر دهد و آنان را كه نيكى كردهاند، به نيكى پاداش دهد.[٣]
خداى سبحان پاداش را بر طاعت و كيفر را بر معصيت خود قرار داده است، تا بندگانش را از عذاب خويش باز دارد و به سوى بهشت روانه سازد.[٤]
قانون ثواب و عقاب را در اديان الهى و اسلام نيز از دو منظر مىتوان نگريست: نخست اينكه اعلام آنها جنبه انذار و تبشير دارد. دوم واقعيت عينى ثواب و عقاب است كه بخشى از آن را در دنيا- مثل احساس آرامش و اطمينان، آسايش و بهبود زندگى و ...- مىبيند و مىيابد.
از اينرو تطبيق آن دو بر تشويق و تنبيه دور از واقع نيست. بخش اخروى آن- مثل حور و قصور و ...- نيز به اقتضاى بينش ايمانى (باور فرد به جهان ديگر و قطعى بودن وعدههاى الهى
[١] - بحار، ج ٧٧، ص ٤٦
[٢] - استصلاح الاخيار باكرامهم و الاشرار بتأديبهم.( همان، ج ٧٨، ص ٢٤٥)
[٣] - سوره نجم، آيه ٣١
[٤] - نهجالبلاغه، حكمت ٣٦٨