اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢١٧ - ٨ روش تشويق و تنبيه
آرى، نگاه معنادارى كه از سر عشق و علاقه به انسانها برمىخيزد، كافى است انسانى را به حركت در آورد و در صف بلال و سلمان نشاند.
ب. تشويق زبانى: تعريف و تمجيد، دعا و تشكر و قدردانى زبانى نيز از وسايل و ابزار سادهاى است كه مىتواند براى دسترسى به مقاصد بلند و گسترش رفتارهاى اخلاقى ارزشمند استفاده شوند. خداوند از پيامبرش مىخواهد پس از گرفتن زكات، مؤمنان را دعا كند.[١]
اميرمؤمنان ٧ نيز خطاب به مالكاشتر، او را به اين نكته متذكر مىشوند:
... پىدرپى آنها را تشويق كن و كارهاى مهمى كه انجام دادهاند برشمار. زيرا يادآورى كارهاى نيك آنها شجاعانشان را به حركت بيشتر وادار مىكند، و آنان كه در كار كندى مىورزند، به كار تشويق مىشوند. انشاءالله.[٢]
نكته مهم در تشويق زبانى اين است كه بايد به اندازه و بهجا استفاده شود و حالت زيادهروى يا چاپلوسى پيدا نكند. امام على ٧ فرمود:
هنگامى كه به ثناگويى مىپردازى، به اختصار كفايت كن.[٣]
بالاترين بىخردى، زيادهروى در ستايش يا مذمت است.[٤]
ستايش بيش از استحقاق، چاپلوسى است و كمتراز آن، نشانه حسد يا درماندگى است.[٥]
چه بسا افرادى كه با تعريف و تمجيد از آنان، مغرور مىگردند.[٦]
ج. تشويق عملى: دادن جايزه، هديه و مانند آن، اضافه كردن نمره يا حقوق و دستمزد، به گردش و تفريح بردن، اجازه بازى دادن يا بيرون رفتن با دوستان و غير اينها، همگى از موارد
[١] - سوره توبه، آيه ١٠٣
[٢] - نهجالبلاغه، نامه ٥٣
[٣] - اذا مدحت فاختصر.( غررالحكم، فصل ٤، ص ٤٦٦)
[٤] - اكبر الحمق، الاغراق فى المدح و الذم.( همان، فصل ٧، ص ٧٧)
[٥] - الثناء باكثر من الاستحقاق ملق و التقصير عن الاستحقاق عىّ او حسد.( بحار، ج ٧٣، ص ٢٩٥)
[٦] - ربّ مفتون بحسن القول فيه.( همان)