اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٨٤ - يك محبت بندگان به خداوند
دروغين روبهرو بودهاند. اين ادعاها و تصورات غيرواقعى گاهى چنان پيچيدهاند كه حتى حقيقت امر بر خود اشخاص نيز پوشيده مىماند. بسا كودكصفتانى كه الفباى محبت پروردگار را نياموختهاند، ولى خويشتن را از دوستان خاص الهى مىشمارند و دعوى عشق و ارادت به او دارند. بيان نشانههاى آشكار و ملموس دوستان خداوند، راه مناسبى براى خودشناسى و ديگرشناسى و معيارى براى صدق و كذب ادعاى دوستى و محبت خداوند است. شاخصترين اين نشانهها به روايت منابع اوّليّه اخلاق اسلامى به قرار زير است:
١. دوست داشتن مرگ: دوستدار حقيقى، مشتاق مشاهده محبوب خويش است. اگر چه مرگ تنها راه ملاقات و رؤيت جمال خداوند نيست، ولى بهطور عموم تحقق اين امر با عبور از گذرگاه مرگ ميسّر است. كسى كه به مقصدى عشق ورزد، هر آنچه به آن هدف رهنمون شود، محبوب او واقع خواهد شد. قرآن كريم در اين باره مىفرمايد: «بگو: اى كسانى كه يهودى شدهايد، اگر پنداريد كه شما دوستان خداييد نه مردم ديگر، پس اگر راست مىگوييد درخواست مرگ كنيد».[١] البته همچنانكه محبت خداوند داراى درجات و مراتبى است، خوشايند يا ناخوشايند بودن مرگ هم در نظر افراد درجاتى دارد.
كراهت نسبت به مرگ در صورتى با محبت خداوند ناسازگار است كه منشأ آن محبت به مظاهر دنيا از قبيل اموال، فرزندان، خانواده و مقام باشد. اما هرگاه علاقه به بقا در دنيا به منظور كسب آمادگى براى ملاقات پروردگار و انجام اعمال نيك باشد، با دوستى خداوند منافاتى ندارد.[٢]
٢. مقدّمداشتن خواست خداوند: دوست حقيقى خداوند اراده او را بر اراده خويش مقدم مىدارد و حتى اگر محبوبْ هجران را اراده كند، آن را بر وصال ترجيح مىدهد. محبت الهى پيروى از دستورات او را در پى دارد و تلاش براى كسب رضايتمندى محبوب لازمه آن است.
بگو: «اگر خدا را دوست داريد، از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد، و خداوند آمرزنده مهربان است».[٣]
٣. عدم غفلت از ياد خداوند: ذكر و ياد محبوب و آنچه مربوط به او است، همواره براى محبّ لذّتبخش و دوستداشتنى است. دوستان خدا دائم سخن از او و دوستان او مىگويند
[١] - سوره جمعه، آيه ٦
[٢] - ر. ك: نراقى، محمدمهدى: پيشين، ج ٣، صص ١٧٤ و ١٧٥
[٣] - سوره آلعمران، آيه ٣١