اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٨٧ - يك محبت بندگان به خداوند
٣. رضا به قضاى الهى: «رضا» در مقابل «سخط» است و آن عبارت است از ترك اعتراض نسبت به آنچه خداوند مقرر داشته است، در ظاهر و باطن و در گفتار و رفتار. رضا از آثار و لوازم محبت پروردگار است؛ زيرا محب هر آنچه را كه از محبوب صادر گردد، زيبا مىبيند.
كسى كه به مقام رضا نايل گردد، در نزد او فقر و غنا، راحتى و سختى، تندرستى و بيمارى، مرگ و زندگى و ... يكسان است و تحمّل هيچيك بر او دشوار نيست؛ چرا كه همه را از جانب محبوب مىبيند. او همواره در سرور و بهجت و راحتى به سر مىبرد؛ زيرا به همه چيز به چشم رضايت مىنگرد و در واقع همه امور بر وفق مراد او پيش مىرود و در نتيجه از هر غم و اندوهى به دور خواهد بود. در قرآن كريم چندين بار به اين مقام اشاره شده است؛ از جمله در معرفى حزب خداوند مىفرمايد:
خدا از ايشان خشنود و آنها از او خشنودند. ايناناند حزب خدا. آرى، حزب خدا است كه رستگاراناند.[١]
امام سجاد ٧ در بيان منزلت و جايگاه رفيع مقام رضا فرمود:
بالاترين درجه زهد، پستترين درجه ورع و بالاترين درجه ورع، پستترين درجه يقين و بالاترين درجه يقين، پستترين درجه رضا است.[٢]
بنابراين دوستان خداوند با رضايتمندى از آنچه او رقم مىزند، از هرگونه حزن و اندوهى به دورند و در كمال بهجت و سرور زندگى گوارايى دارند. در قرآن كريم آمده است:
آگاه باشيد، كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مىشوند و همه امور خود را به خداوند تفويض كرده و سراپا تسليم اراده او مىباشند.[٣]
د) سرانجام محبت پروردگار: پايان محبت الهى مانند هر محبت ديگرى جز ملاقات و وصال محبوب نمىتواند باشد. تحقق اين رؤيت و ملاقات متوقف بر معرفت خداوند است كه خود محتاج صفاى باطن و پيراستن دل از علاقههاى دنيوى است و حصول آن در دنيا براى
[١] - سوره مجادله، آيه ٢٢. همچنين ر. ك: سوره بيّنه، آيه ٨
[٢] - كلينى: كافى، ج ٢، ص ١٢٨، ح ٤
[٣] - سوره يونس، آيه ٦٢