اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢١١ - ٧ مداومت بر عمل
اين صحنهها را مبدّل به يك مدرسه تربيتى و سازندگى بنمايد.
آثار تربيتى ابتلا و درگيرى با سختىها، در روايات بدين قرارند: پاكى از گناه، تذلل درونى و سربلندى بيرونى، زايل شدن كبر و نخوت، ارتقاى درجه، افزايش مقاومت در برابر شدائد، و شوق به آخرت و لقاى خداوند.
«... اينها براى آن است كه خداوند آنچه را در دلهاى شما است، [در عمل] بيازمايد و آنچه را در قلبهاى شما است پاك گرداند و خداوند به راز سينهها آگاه است.»[١] امامصادق ٧ نيز فرمود:
«در كوران آزمايش قرار مىگيريد، همانطورى كه طلا را در كوره قرار مىدهند، و خالص مىشويد، همانطور كه طلا خالص مىگردد.»[٢] به نوشته سيد قطب:
مزيت حوادث به عنوان يك وسيله تربيتى بر ساير وسايل اين است كه چنان حالت خاصى در جان مىگذارد كه گويى آن را مىگدازند و ذوب مىكنند. حادثه جان را به تمام و كمال از جاى خود تكان مىدهد و حرارتى از اعمال و عكسالعملها در درون آن مىفرستد كه گاهى به اندازه گداختن و يا رسيدن به حد گداز كفايت مىكند. اين حالت نه همه روز در جان حادث مىشود و نه نفس در حال آسايش و امن و آرامش يا راحتطلبى و ماندن در يك حالت رخوت برايش آسان است، بدان حالت برسد.
... مثلى است كه مىگويند: تا آهن گرم است بكوب! زيرا در هنگام گرمىِ آهن است كه پتك بر آن كوبيدن آسان است و مىتوان آن را به هر شكلى در آورد ... بدينجهت به خدمت درآوردن حوادث و سختىها يكى از مطالب مهم و خطير تربيت است؛ زيرا در حال ذوب و گداختگى نفس است كه مربى مىتواند هر رنگى از ارشاد و تهذيب را طورى در آن جايگزين سازد كه هرگز اثرش از بين نرود و يا دستكم به زودى زايل نشود.[٣]
همچنين استفاده از سختىها و دورى از راحتطلبى را مىتوان مكمّل اين شيوه دانست.
سختىها گوهر وجود انسان را شكوفا مىكند و بدان جلا و درخشندگى مىبخشد. افزون بر اين، سرسختى و مقاومت و نفوذناپذيرى كه در كوران حوادث و سختىها به آن نايل مىشويم، انسان را در مقابل تمايلات و گرايشهاى اخلاقى ناصواب مصون مىدارد. از اين جهت در روايات توصيه مىكنند كودك را قدرى با مشكلات و سختىها مواجه كنيد.
[١] - و ليبتلى اللُّه ما فى صدوركم و ليُمحّص ما فى قلُوبِكم، و اللّه عليم بذات الصّدور.( سوره آلعمران، آيه ١٥٤)
[٢] - يُفتنون كما يُفتن الذهب، يخلصون كما يخلص الذهب.( كافى، ج ١، ص ٣٧٠)
[٣] - روش تربيتى اسلام، ص ٢٨٧ و ٢٨٨