اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٠٦ - ٧ مداومت بر عمل
عمل تشكيل شده است.[١]
با اندكى تسامح مىتوان گفت ملكات اخلاقى و فضايل نيز مشابه مهارتها در اين نظريه، بهوجود مىآيند و در انسان ثبات مىيابند. بنابراين اگرچه مبناى رفتارگرايى صرف (عدم توجه به عوامل شناختى يا عاطفى در يادگيرى) مورد قبول ما نيست،[٢] ولى نقش تداعىها و تمرين عملى به عنوان يك عامل اساسى جاى انكار ندارد. ارسطو در كتاب اخلاق مىگويد:
«همانطور كه ما از طريق ساختن خانهها بنّا مىشويم، توسط انجام اعمال عادلانه عادل مىشويم، توسط اعمال پرهيزكارانه پرهيزكار مىشويم و توسط اعمال شجاعانه شجاع مىگرديم»[٣] و اين دقيقاً گوياى همين روش مداومت بر عمل است.
مؤلفان كتب اخلاقى نيز به روش عملى عنايت بسيار داشتند و در درمان بيمارىهاى اخلاقى در كنار شيوه نظرى، به بُعد عملى كه منظور اهتمام و ممارست بر انجام افعال متناسب با فضايل اخلاقى و يا اشتغال به اعمال متضاد با يك رذيلت اخلاقى است، توصيه مىكردند.
ملامهدى نراقى (ره) در شيوه درمان بيمارىهاى اخلاقى چنين مىفرمايد:
علت انحراف (عدم اعتدال) اگر بيمارى جسمانى باشد، براى رفع آن لازم است به درمانهاى طبى مبادرت كند و اگر علّت آن نفسانى باشد، درمان آن بهطور كلى مانند درمان جسمى است. در درمان جسمى نخست با غذايى كه با بيمارى ضديت داشته باشد، معالجه مىكنند؛ مثلًا بيمارى سردْمزاجى را با غذاهاى گرم و تند مداوا مىكنند؛ اگر فايده نبخشيد با دارو و سپس با پادزهر در نهايت با سوزاندن يا قطعِ عضو (جراحى) معالجه مىكنند. در بيمارىهاى نفسانى نيز قانون چنين است؛ به اين صورت كه پس از شناسايى انحراف، براى بهدست آوردن فضيلت اخلاقى كه متضاد با آن انحراف است، اقدام مىكند و بر افعالى كه از آثار آن فضيلت محسوب مىشود، مواظبت مىكند و اين امر مانند غذا در زايل كردن آن رذيلت اخلاقى عمل مىكند. پس اگر مفيد واقع نشد بهصور مختلف فكرى، زبانى و عملى نفس خود را مورد سرزنش و توبيخ قرار مىدهد. پس اگر مؤثر نبود، بايد آثار يك صفت منفى متضاد با اين صفت اخلاقى در حد اعتدال انجام دهد، مثلًا فرد ترسو اعمال تهورآميز انجام دهد و خود را در امور خطرناك افكند و فرد بخيل با كثرت بخشش به زوال اين صفت در خود كمك كند. اين مرحله به منزله پادزهر در مداواى جسمانى است. اگر تا اين مرحله
[١] - همان، ص ٢٧٧
[٢] - ر. ك: مكاتب روانشناسى و نقد آن، ج ٢، ص ١٤١
[٣] - ارسطو: اخلاق نيكوماخس، ترجمه ابوالقاسم حسينى، ج ١، ص ٣٧