اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٤٧ - ٣ حيا
شايان ذكر است كه اگرچه چهره بارز و جوهره حيا، بازدارندگى از ارتكاب اعمال زشت است، قهراً اين بازدارندگى، انجام اعمال نيك را در پى خواهد داشت. همچنين يادآور مىشود كه حيا در حوزههاى مختلفى مطرح است كه بحث از آنها در جاى خود صورت مىگيرد.[١] و در اينجا تنها مباحث عام و كلى مربوط به حيا مطرح مىشود.
الف) ارزش حيا: رسول خدا ٦ حيا را زينت آدمى شمرده و فرموده است: «بىشرمى با هيچچيز همراه نشد مگر اينكه آن را زشت گردانيد. و حيا با هيچچيز همراه نگشت، مگر اينكه آن را آراست.»[٢] امام على ٧ نيز فرمود: «هر كه پوشش شرم گزيند كس عيب او نبيند.»[٣] و در بيانى ديگر مىفرمايد: «حيا پيشه كن كه حيا نشانه نجابت است.»[٤] امام صادق ٧ جايگاه حيا را در رأس مكارم اخلاقى دانسته مىفرمايد:
مكارم اخلاق يكى بسته به ديگرى است، خداوند آنها را به هر كه خود خواهد، دهد. ممكن است در مرد باشد و در فرزندش نباشد، در بنده باشد و در مولاى او نباشد. [آنها عبارتند از:] راستگويى، صداقت با مردم، بخشيدن به مسكين، جبرانكردن خوبىها، امانتدارى، صلهرحم، دوستى و مهربانى با همسايه و يار، ميهماننوازى و در رأس همه حيا.[٥]
امام على ٧ در باب نقش كليدى حيا فرمود: «حيا وسيله رسيدن به هر زيبايى و نيكى است.»[٦] اهميت حيا در حدّى است كه امام صادق ٧ فرمود: «ايمان ندارد كسى كه حيا ندارد.»[٧] از سيره رسول اكرم ٦ گزارش شده است كه هرگاه با مردم صحبت مىكرد، عرقِ شرم بر پيشانى داشت و هيچگاه به آنان خيره نمىشد.[٨]
گاهى شرمسارى ماهيتى منفى مىيابد و آن در صورتى است كه منشأ آن حماقت، جهالت
[١] - از جمله حياى زنان در« اخلاق جنسى»، حيا در خانواده در« اخلاق خانواده» و حيا از ديگران در« اخلاق معاشرت»، مورد بررسى قرار مىگيرد
[٢] - شيخ مفيد: امالى، ص ١٦٧
[٣] - نهجالبلاغه، حكمت ٢٢٣؛ صدوق: فقيه، ح ٤، ص ٣٩١، ح ٥٨٣٤؛ كلينى: كافى، ج ٨، ص ٢٣
[٤] - آمدى: غررالحكم، ح ٦٠٨٢
[٥] - كلينى: كافى، ج ٢، ص ٥٥، ح ١؛ طوسى: امالى، ص ٣٠٨
[٦] - حرّانى: تحفالعقول، ص ٨٤
[٧] - كلينى: كافى، ج ٢، ص ١٠٦
[٨] - همان، ج ٥، ص ٥٦٥، ج ٤١