اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٤٤ - ٢ حلم و كظم غيظ
اخلاق حِلم را مرتبهاى از اطمينان و اعتماد به نفس مىدانند كه فرد با برخوردارى از آن به آسانى غضبناك نمىگردد و حوادث ناخوشايند به سرعت او را پريشان و ناآرام نمىكنند.
بنابراين، حلم ضدحقيقى غضب است؛ زيرا اصولًا مانع از پيدايش آن مىشود. در بيان تفاوت ميان حِلم و «كظم غيظ» (فروخوردن خشم) گفتهاند: كظم غيظ تنها پس از پيدايش خشم و غضب آن را تضعيف كرده فرو مىنشاند. بنابراين «حلم» از پيدايش غضب بىجا پيشگيرى مىكند، ولى «كظم غيظ» بعد از پيدايش آن از بروز آثارش جلوگيرى كرده در واقع آن را درمان مىنمايد.[١]
در قرآنكريم بيش از دهبار از حلم به عنوان يكى از صفات خداوند ياد شده است كه در بيش از نيمى از اين موارد «غفور» و «حليم» با هم آمده است.[٢] منزلت حِلم و خويشتندارى در نظام اخلاقى اسلام آن چنان بلند است كه يكى از لوازم امامت و رهبرى بر مردم دانسته شده است. رسولخدا ٦ مىفرمايد:
امامت و رهبرى شايسته نيست، جز براى مردى كه داراى سه ويژگى باشد: تقوايى كه او را از نافرمانى خدا باز دارد، حلم و خويشتندارى كه خشمش را با آن كنترل كند و حكمرانى پسنديده بر مردم، به گونهاى كه همچون پدرى مهربان براى آنان باشد.[٣]
امامعلى ٧ مىفرمايد: «حلم پردهاى است پوشاننده، و عقل شمشيرى است بُرّان. پس كمبودهاى اخلاقى خود را با بردبارى بپوشان، و هواى نفس خود را با شمشير عقل بكش.»[٤] يعنى حلم پوششى است بر كاستىهاى اخلاقى انسان. در جاى ديگر حلم را بلندترين مرتبه عزّت،[٥] سرشت عاقلان[٦] و نشانه قدرت،[٧] دانستهاند.
كظم غيظ و فروخوردن خشم در حقيقت، تحلّم و با تكلّف و زحمت حلم ورزيدن است.
[١] - ر. ك: نراقى، محمدمهدى: جامع السعادات، ج ١، ص ٢٩٥ و ٢٩٦.
[٢] - ر. ك: عبدالباقى، محمد فؤاد: المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الكريم، ص ٢١٦- ٢١٧
[٣] - كلينى: اصول كافى، ج ١، ص ٤٠٧، ح ٨
[٤] - نهجالبلاغه، حكمت ٤٢٤
[٥] - كلينى: كافى، ج ٨، ص ١٩، ح ٤
[٦] - صدوق: خصال، ج ١، ص ١١٦، ح ٩٦
[٧] - صدوق: فقيه، ج ٤، ص ٢٧٤، ح ٨٢٩