اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٨٥ - يك محبت بندگان به خداوند
و با ياد او زندگى مىكنند و از تلاوت كلام او لذت مىبرند و در خلوت مناجات با او انس مىگيرند؛ چنانكه خداوند به موسى ٧ فرمود:
اى پسر عمران، دروغ مىگويد آن كسى كه گمان برد مرا دوست دارد، اما چون شب فرا رسد چشم از عبادت من فرو بندد. مگر نه اين است كه هر دلدادهاى دوست دارد كه با دلدار خود خلوت كند؟[١]
٤. غم و شادى براى خدا: دوستان خداوند، دردمند و اندوهگين نمىشوند، مگر براى آنچه آنان را از محبوب دور كند، و شادمان نمىگردند جز بهموجب آنچه آنان را به مراد خويش نزديك گرداند. آنان به طاعت مسرور و با معصيت محزون مىگردند و بود و نبود دنيا سبب غم و شادى آنان نمىگردد.
تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگين نشويد و به [سبب] آنچه به شما داده است، شادمانى نكنيد.[٢]
٥. دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان او: «محمد ٦ پيامبر خدا است، و كسانى كه با اوىاند، بركافران، سختگير [و] با همديگر مهرباناند.»[٣]
٦. بيمناكى در عين محبت و اميدوارى: دوستان خدا در عين حال كه شيفته جمال اوىاند، در نتيجه ادراك عظمت او در بيم و هراس به سر مىبرند. زيرا همانطور كه ادراك جمال الهى محبت او را در پى دارد، ادراك عظمت او هم هيبت و هراس را به دنبال مىآورد. البته اين بيم منافاتى با محبت ندارد؛ زيرا بيم دوستان خدا، از دور ماندن از او است. اين بيم و اميد مكمل هم در بندگى پروردگارند. برخى از رهروان طريق محبت الهى گفتهاند:
بندگى خدا به صرف محبت و بدون بيم بهدليل افراط در اميد و انبساط خاطر، موجب هلاك آدمى مىگردد و عبوديت به صرف بيم و خوف و بدون اميد، به دليل وحشت موجب دورى از پروردگار و هلاك مىشود و بندگى از روى بيم و محبت هر دو، محبت خداوند و تقرب به او را در پى خواهد داشت.[٤]
[١] - شيخ صدوق: امالى، ص ٤٣٨، ج ٥٧٧؛ ديلمى، حسن ابىالحسن: اعلامالدّين، ص ٢٦٣؛ ارشادالقلوب، ص ٩٣
[٢] - سوره حديد، آيه ٢٣
[٣] - محمّد رسولاللّه و الّذين معه، اشدّاء على الكفّار رحماء بينهم.( سوره فتح، آيه ٢٩.)
[٤] - ر. ك: فيض كاشانى، محسن: پيشين، ج ٨، ص ٧٦- ٧٧