ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٩٨
بَالِغًا مِنْ بَدَنِكَ مَا بَلَغَ.
«از آن اختصاصىترين چيزها و خصوصىترين كارهائى را كه متقرّبًا إلى الله انجام مىدهى، و با آن كارها دينت و آئينت را براى خدا پاك و پاكيزه مىكنى بايد إقامه فرائض خدا باشد، كه آن فرائض اختصاص به خدا دارد (به فرائض بايد خيلى أهمّيّت بدهى، و بهترين كارها و بهترين أعمال قُربىِ تو بايستى عبادات خودت باشد). بنابراين، از بدن خود در شب و روز براى خدا مايه بگذار، و آنچه را بواسطه أعمال مقرِّب به خداوند انجام ميدهى، آنها را بطور وافى و كافى انجام بده؛ عملت شكسته و كوتاه و سوراخ نباشد. بدنت را به خدا بده، بَلَغَ ما بَلَغَ. (هر چه بيشتر در محراب عبادت بايست و بگذار بدن خسته بشود، پاهايت خواب برود، مهمّ نيست. در روزهاى گرم تابستان روزه بگير بگذار فشار بر بدنت وارد شود؛ اين كار را بكن، چون عواقب، بسيار وخيم است. خيال نكنى اكنون كه من ترا ولىّ خود قرار دادم و به عنوان ولايت به مصر فرستادم، تو بروى آنجا و بگوئى: من نائب أمير المؤمنين هستم و بايد به كارهاى مردم مراجعه كنم، و توجّه به نفس و مراقبه ديگر بس است؛ بايد اينك دو اسبه و چهار نعله به امور اجتماعى و إصلاحات دست زد! تا بحال كه عبادت كرديم كفايت مىكند).»
وَ إيَّاكَ وَ الإعْجَابَ بِنَفْسِكَ وَ الثِّقَةَ بِمَا يُعْجِبُكَ مِنْهَا وَ حُبَّ الإطْرَآء! فَإنَّ ذَلِكَ مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ الشَّيْطَانِ فِى نَفْسِهِ لِيَمْحَقَ مَا يَكُونُ مِنْ إحْسَانِ الْمُحْسِنِينَ.
«مبادا خودپسندى و إعجاب به نفس تو را بربايد و به آنچه به نفس خود مُعجِب شدى، وثوق و اعتماد پيدا كنى! و دوست داشته باشى كه مردم از تو تعريف و تمجيد كنند، و كارهاى تو را مورد مدح و تحسين قرار بدهند! اين از دستاويزترين دست آويزها و فرصتهاى شيطان است كه بواسطه اين درد، إنسان را از پاى در آورد و إحسان محسنين را به كلّى نابود كند».
فقيه حاكم شرع بايد با ذكر معاد پيوسته جلوى حدّت و شدّت نفس خود را بگيرد
امْلِكْ حَمِيَّةَ أَنْفِكَ وَ سَوْرَةَ حَدِّكَ وَ سَطْوَةَ يَدِكَ وَ غَرْبَ لِسَانِكَ! وَ احْتَرِسْ