ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٣١
«گفته شده: هيچ قحطىاى شديدتر از جور سلطان نيست. وقتى سلطان جور كند از همه قحطىها براى رعيّت سختتر و مشكلتر است
». وَ كانَ يُقالُ: أيْدى الرَّعيَّةِ تَبَعُ ألْسِنَتِها؛ فَلَنْ يَمْلِكَ الْمَلِكُ ألْسِنَتَها حَتَّى يَملِكَ جُسومَها.
«گفته شده است: دستهاى رعيّت تابع زبان رعيّت است. هر زمانى كه ربانشان به مدح حاكم گويا باشد، دستهاى آنها هم در راه او و در راه طاعت اوست. هر زمان كه زبانشان به مدح ملك گويا شود (چه حاكم عادل و مهربانى است! حقوق أفراد را تضييع نمىنمايد، و براى أقوام و دوستان خود أقطاع و أراضى منظور نمىدارد و آنها را بر سر كار نمىآورد، و أمثال ذلك) به دنبال آن دستهاى رعيّت هم در خدمت او هستند. در حكومت او ماليّات مىپردازند و براى برقرارى ملك او زحمت مىكشند؛ و در برابر تجاوز دشمنان از سرزمين او دفاع مىكنند. دست و بدن تابع زبان است؛ بنابراين، سلطان مالك زبان رعيّت نمىشود مگر اينكه مالك بدن و أيدى و جُسوم آن رعيّت نيز خواهد شد».
هميشه رعايا مشحون عواطف ولات و حكّام هستند
وَ لَنْ يَملِكَ جُسومَها حَتَّى يَمْلِكَ قُلوبَها فَتُحِبَّهُ.