ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٦
پاسخ و استدلال روشن حضرت بگفتار او از دنباله همان آيهَ مورد استشهاد
فَقَالَ لَهُ عَلِىُّ بْنُ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَهِ عَلَيْهِمَا: إذَا رَأَيْنَا هَؤُلآءِ الَّذِينَ هَذِهِ صِفَتُهُم فَالْجِهَادُ مَعَهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْحَجِّ.
«حضرت رضا جواب عبّاد را به اين نحو دادند: زمانى كه ما ببينيم أفرادى را كه أوصاف آنها اينچنين است كه در قرآن بيان شده، پس جهاد با آنها أفضل است از حجّ.»
بايد توجّه نمود كه منظور و مقصود حضرت سجّاد عليه السّلام چيست! حضرت مىخواهد بفرمايد: اين كسانى كه اينطرف و آنطرف مىروند و به نام خدا زير پرچم مروان و عبد الملك بن مروان و غيرهم جهاد مىكنند، اين جهاد در راه خدا نيست؛ اين آدم كشى و مال مردم گرفتن است! اين سيطره بر أموال و نفوس است! اينها حافظ حدود خدا نيستند؛ اينها بر طبق آيات خدا جهاد نمىكنند؛ اينها أمانشان درست نيست؛ غنيمتى را كه مىگيرند درست قسمت نمىكنند و يكسره غنائم را به أفراد خود اختصاص مىدهند؛ ستم مىكنند؛ زنان را از بين مىبرند؛ آتش مىزنند؛ و اين لشكركشى و كشور گشائى عليه قانون قرآن و إسلام است؛ اينها توسعه مملكت است. آنوقت تو به من مىگوئى بيايم و زير لواى اينها جهاد كنم؟!
اگر من با اينها جهاد كنم، علم و درايت خود را تسليم آنها كردهام؛ و در تحت أفكار آنها خود را تنازل دادهام. يعنى مِن جميع الجهات به آنها كمك كردهام؛ كمك به شخصى كه جهاد نمىكند و كشتار او به نام جهاد براى توسعه قدرت و حكومت و ظلم و ستم و گسترش مملكت است؛ مثل قتال جهانخواران و پادشاهان سفّاك كه بنام جهاد و بنام إسلام است! تو به اين نام فريفته شدى و مرا هم سرزنش مىكنى كه چرا حجّ انجام مىدهم و جهاد نمىكنم؟! من از خدا ميخواهم كه جهاد كنم؟ تو بمن أفرادى را كه واجد أوصافى كه در قرآن مجيد بيان شده است نشان بده تا من هم بروم و زير پرچمشان جهاد كنم. ولى مىبينى كه اينها اينطور نيستند و اين صفات أصلًا در آنها نيست. آنوقت اگر من بروم و با