ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٩٤
و بر همين أساس بود كه عبد الله بن عمر بيعت يزيد خمّار را إقرار و إثبات كرد. و وقتى أهل مدينه خواستند بيعت با يزيد را نقض كنند، تمام خدم و حشم و أولاد و آشنايان خود را جمع كرد و گفت: از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود: كسى كه دست از بيعت إمام بردارد به جهنّم خواهد افتاد؛ و من حاضر نيستم كه يك نفر از شما دست از بيعت با يزيد بردارد؛ و اگر أحياناً كسى اين كار را بكند ديگر از من نيست.
و بر همين أساس حميد بن عبد الرّحمن مىگويد: داخل شدم بر يُسَيْر أنصارىّ (يكى از صحابه رسول خدا صلّى الله عليه و آله) در وقتى كه يزيد بن معاويه را خليفه كرده بودند، فَقالَ: إنَّهُمْ يَقولونَ: إنَّ يَزيدَ لَيْسَ بِخَيْرِ امَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، وَ أنَا أقولُ ذَلِكَ؛ وَ لَكِنْ لأنْ يَجْمَعِ اللَهُ أمْرَ امَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ (وَ ءَالِهِ) وَ سَلَّمَ، أحَبُّ إلَىَّ مِنْ أنْ يَفْتَرِقَ. قالَ النَّبىُّ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ (وَ ءَالِهِ) وَ سَلَّمَ: لَا يَأْتِيكَ فِى الْجَمَاعَةِ إلَّا خَيْرٌ.[١]
«يسير گفت: مىگويند يزيد بهترين امّت پيغمبر نيست، و عقيده من هم همين است؛ وليكن قضيّه اين است كه ما الآن در وضعيّتى گرفتار شدهايم كه اگر خداوند أمر امّت محمّد را و لو بواسطه يزيد فاسق إصلاح كند و جمع نمايد بهتر از آنست كه افتراق پيدا كند. پيغمبر فرمود: هيچ چيز از جماعت به تو نميرسد مگر اينكه خير است. حالا جماعت اجتماع بر يزيد كردهاند و نقض اين اجتماع دلالت بر خير نمىكند؛ پس ما نمىتوانيم دست از بيعت يزيد برداريم، بلكه براى حفظ كيان إسلام بايد اين بيعت را إقامه و تثبيت كنيم».
دفاع شمر بن ذى الجوشن از عمل خود به اتّكاء روايات عامّه و وجوب إطاعت واليان
و سپس مرحوم أمينى چند قضيّه ديگر را به همين كيفيّت نقل مىكند تا مىرسد به اينجا كه مىگويد
: وَ عَلَى هَذا الاساسِ يَتِمُّ اعْتِذارُ شِمْرِ بْنِ ذِى الْجَوْشَنِ قاتِلِ الإمامِ السِّبْطِ فيما رَواهُ أبو إسْحَقَ.
[١] - بنقل از« استيعاب» ج ٢، ص ٦٣٥؛ و« اسد الغابة» ج ٥، ص ١٢٦