ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢١٨
است، يا تمر بقيعه.
و اين مرد هم مردى موجّه و آبرومند بود كه به حسب ظاهر، مردم اميد به فضل و بخشش او داشتند، و از أهل كرم و بخشش بود؛ و هيچ احتمال عسرت و تنگى در او نمىرفت. و شخصى بود متشكّل به شكل أفرادى كه داراى غنا هستند و از حال باطنى آنها هيچ كس خبر ندارد.
و اين مرد نه از علىّ، و نه از غير علىّ هيچ تقاضائى ننموده بود
». فَقَالَ رَجُلٌ لِامِيرِالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ اللَهِ مَا سَأَلَكَ فُلَانٌ؛ وَ كَانَ يُجْزِيهِ مِنَ الْخَمْسَةِ أَوْسَاقٍ وَسْقٌ وَاحِدٌ!
«مردى به أمير المؤمنين عليه السّلام گفت: قسم به خدا اين شخص چيزى از شما نخواسته بود؛ حال كه شما مىخواهيد به او خرما بدهيد، چرا پنج وسق داديد؟! يك وسق او را كفايت مىكرد
»! فَقَالَ لَهُ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلامُ:
لَا كَثَّرَ اللَهُ فِى الْمُؤْمِنِينَ ضَرْبَكَ! أُعْطِى أَنَا وَ تَبْخَلُ أَنْتَ؟!
«أمير المؤمنين عليه السّلام به او گفت: خدا مثل تو را در ميان مؤمنين زياد نكند، من مىبخشم و تو بخل مىكنى؟!»
لِلَّهِ أَنْتَ! إذَا أَنَا لَمْ أُعْطِ الَّذِى يَرْجُونِى إلَّا مِنْ بَعْدِ الْمَسْأَلَةِ، ثُمَّ أَعْطَيْتُهُ بَعْدَ الْمَسْأَلَةِ، فَلَمْ أُعْطِهِ إلَّا ثَمَنَ مَا أَخَذْتُ مِنْهُ؛ وَ ذَلِكَ لِانِّى عَرَّضْتُهُ أَنْ يَبْذُلَ لِى وَجْهَهُ الَّذِى يَعْفِرُهُ فِى التُّرَابِ لِرَبِّى وَ رَبِّهِ عِنْدَ تَعَبُّدِهِ لَهُ
.[١]
«اگر من به آن كسى كه اميد إنفاق دارد نبخشم، تا اينكه ضرورت او را وادار كند كه از من سؤال كند، بنابراين من به او ندادم مگر قيمت آنچه را كه از او گرفتم! زيرا من او را در معرض سؤال در آوردهام، تا چهره و سيماى خود را كه بايد فقط در حال عبادت در پيشگاه پروردگارم و پروردگارش به خاك بمالد، در
[١] -«
وسآئل الشّيعة» طبع أمير بهادر، ج ٢، كتاب الزّكوة، باب ٣٩ از أبواب صدقه، ص ٥٦