ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٩٧
كنيم؟! آيا نماز شب مقدّم است يا اين امور؟!
مرحوم شيخ گفت: اين حرفهاى شما بهانه است. شما قِرْشه مىكشيد يا نه؟! (عربها به قليان قرشه مىگويند و قليان زياد مىكشند) شما فرض كنيد يك قرشه مىكشيد؛ يك قرشه كشيدن پنج دقيقه، ده دقيقه بيشتر طول مىكشد؟! همين نماز شبى كه شما مىخوانيد بجاى قرشه! يك قرشه را تعطيل كنيد، نماز شب بخوانيد.
و واقعاً هم ما بهانه مىآوريم. ما وقتى مىنشينيم سر سفره مىخواهيم غذا بخوريم، وقتى در آداب اجتماعى سخنى داريم و وقت خود را به تعارفات مىگذرانيم، بهيچ وجه به حساب نمىآوريم؛ أمّا دو دقيقه كه مىخواهيم نماز بخوانيم گويا به نزِع روان افتادهايم و آتش به جان ما افتاده است.
مى گويند: بايد إنسان در امور اجتماعى دخالت كند! پس بيچارهها چه مىشوند؟ يتيمها چه مىشوند؟ و چه و چه؟ مىگوئيم: كدام شخص بايد به امور ايشان رسيدگى كند؟ آن شخصى كه خودش رابطهاش را با خدا برقرار نكرده است؟!
حضرت مىفرمايد: اى مالك! تمام دستوراتى را كه به تو ميدهم بجاى خود محفوظ؛ ولى بايد بهترين أوقاتت را با خدا خلوت كنى! بقيّه أوقات مال سائر مردم. اگر اينطور شد همه مردم بركت مىبرند، و گرنه هم خودت ضايع شدهاى و هم سائر مردم ضايع شدهاند.
گاندى جملهاى دارد كه بسيار جمله زيبائى است. مىگويد: اروپائيها طبيعت و دنيا را شناختند و خود را نشناختند؛ و چون خود را نشناختند، هم خود را ضايع كردند و هم دنيا را!
أمير المؤمنين عليه السّلام خيلى خوب مىفرمايد:
وَلْيَكُنْ فِى خَآصَّةِ مَا تُخْلِصُ بِهِ لِلَّهِ دِينَكَ إقَامَةُ فَرَآئِضِهِ الَّتِى هِىَ لَهُ خَآصَّةً. فَأَعْطِ اللَهَ مِنْ بَدَنِكَ فِى لَيْلِكَ وَ نَهَارِكَ؛ وَ وَفِّ مَا قَرَّبْتَ بِهِ إلَى اللَهِ مِنْ ذَلِكَ كَامِلا غَيْرَ مَثْلُومٍ وَ لَا مَنْقُوصٍ،