ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٥٨
را بزند؟!
حالا شما بگوئيد حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام هم خروج كرد؛ بَليّت به او إصابت كرد و آن حضرت را شكست داد؛ بسيار خوب، وليكن تنها كه إلَّا اصْطَلَمَتْهُ الْبَلِيَّةُ نيست، بلكه وَ كَانَ قِيَامُهُ زِيَادَةً فِى مَكْرُوهِنَا وَ شِيعَتِنَا را هم بدنبال دارد؛ آيا مىتوان آنرا بر قيام حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام تطبيق داد و گفت: قيام آن حضرت موجب زيادى ناگوارى و ناراحتى و مشكلات حضرت صادق و شيعيان شده است؟ آيا اين سخن صحيح است!؟
مصبّ گفتار حضرت صادق در روايت «صحيفه» قيامى است كه در مقابل إمام باشد
بنابراين، مصبّ گفتار حضرت صادق اينجا نيست؛ مصبّ آنجائى است كه كسى در مقابل إمام زمان خروج كرده باشد، يا بعداً خروج كند، نه اينكه در راه إمام زمان قرار گيرد.
سيّد الشهّداء عليه السّلام خود إمام زمان بود؛ و قيامش در راه مخالفت با إمام زمان نبود. اين قيام علاوه بر اينكه موجب زيادى كراهت آن حضرت و شيعيان نشد، بلكه موجب سرافرازى و افتخار آن حضرت شد.
از اين عبارت استفاده مىكنيم كه: مراد حضرت همان قيامهائى است كه به عنوان مهدويّت و يا غير آن صورت مىگيرد؛ و در راه ولايت و از خود گذشتگى و به كلّيّت پيوستگى و در ممشاى حضرت إمام زمان عليه السّلام نمىباشد.
براى اينكه معنى اين جمله بهتر روشن شود، سزاوار است مقدّمه اين روايت را كه در مقدّمه «صحيفة كاملة سجّاديّه» آمده است نقل كنيم.
عُمَير بن متوكّل بن هرون ثَقَفىّ از پدرش متوكّل بن هرون نقل مىكند كه متوكّل مىگويد: من يحيى بن زيد بن علىّ عليه السّلام را در وقتى كه مىخواست بسوى خراسان برود- بعد از قتل پدرش زيد بن علىّ- ملاقات كردم و به او سلام كردم؛ يحيى بمن گفت: از كجا آمدى؟! گفتم: از حجّ! سپس از أهل بيت و بنى أعمامش كه در مدينه بودند و از جعفر بن محمّد سؤال نمود؛ او