ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٦٥
گرفت؟
و يا مثلًا پس از بيست و نه روز گذشتن از ماه رمضان فقيه حكم به رؤيت هلال نكند چون براى او ثابت نشده است و رمضان را سى روز ميگيرد، ولى ما با چشم خود در شب سىام ماه را ديديم، آيا در اين صورت باز هم حكم او لازم الاتّباع است و فردا را بايد روزه گرفت و عيد را پس فردا قرار داد؟ يا در اينصورت ديگر حكم حاكم حجّت نيست و ما ميتوانيم، بلكه واجب است كه روزه را بخوريم و طبق علم خود عمل نمائيم؟
حكم حاكم قطعى نيست، و احتمال خطا در آن مىرود
هر چه هست اين مطلب مسلّم است كه حكم فقيه موضوعيّت ندارد، بلكه طريق و أماره براى واقع است. حكم فقيه يكى از أمارات است، و أمارات زمانى حجّيّت دارند كه خلاف واقع نباشند. و تمام أدلّه شرعيّه ما از أماراتند، حتّى قول پيغمبر و قول معصوم هم أماره بر واقع هستند؛ غاية الامر ما قول معصوم را بدون چون و چرا مىپذيريم و اتّباع مىكنيم، چون عصمت مانع از احتمال خلاف است و اين أماره، حتماً أماره مصيب است.
و اين به علّت آنستكه: در عالم واقع يك حكم بيشتر وجود ندارد و حكم معصوم در مقابل آن نيست، بلكه عين آنست. حكم فقيه هم همينطور است؛ منتهى در فقيه عصمت نيست و إنسان احتمال خلاف ميدهد، و در موارد احتمال خلاف، ما متعبّد به عمل و التزام هستيم؛ و أمّا در موارد قطع به خلاف ديگر تعبّد معقول نخواهد بود. بنابراين، حجّيّت همه أمارات در صورتى است كه إنسان قطع به خلاف نداشته باشد و از جمله آنها حكم حاكم است.
حكم حاكم طريق است براى حقّ، موضوعيّت ندارد
حكم حاكم، حكم واقعى نيست، بلكه حكم ظاهرى است؛ چه بسا ممكن است مطابق با واقع باشد، و چه بسا نباشد. و إنَّ لِلَّهِ تَبارَكَ وَ تَعالَى حُكْمًا يَشْتَرِكُ فيهِ الْعالِمُ وَ الْجاهِلُ، حكم واقعى است كه بر همه على السّويّه جعل شده است؛ و اين، مورد اتّفاق ماست. و در غير اينصورت مسأله سر از تصويب در مىآورد، كه يا در واقع حكمى هست و حكمى هم خلاف آن براى