ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٦
كشته بشوند؛ و بر أساس ميعادى كه خداوند با آن حضرت در عهد ألست نهاده بود، حضرت در همان مسير حركت كردند و به فوز شهادت رسيدند!
حقّاً بايد از نفهمى و جهالت به خدا پناه برد؛ كه چقدر إنسان بايد جاهل باشد، چقدر بايد از قرآن و سنّت دور افتد كه طرز تفكّرش درست همان طرز تفكّرى باشد كه دشمنان براى ما ترسيم كردهاند، و خواستهاند ما را به اين طرز تفكّر متفكّر كنند!
ردّ أدلّه قائلين به عدم جواز حكومت إسلام و جهاد و جمعه و إجراء حدود در زمان غيبت
اين مسكينان نمىدانند كه ظهور حقيقى إمام زمان عليه السّلام تنها ظهور شخصى و جسمى و عينى نيست. ظهور إمام زمان يعنى ظهور دين، يعنى ظهور صدق، يعنى ظهور عدالت، يعنى ظهور توحيد. و به هر درجهاى كه دين در ميان مردم ظهور پيدا كند آن حضرت ظهور پيدا كرده است؛ و به هر درجهاى كه مردم راست بگويند و بر أساس عدالت رفتار كنند، حقيقت آن حضرت ظهور پيدا كرده است؛ و به هر درجهاى كه مردم گرفتار معصيت و جنايت شوند، حقيقت آن حضرت بيشتر غائب شده است. آنوقت با اين أعمال، عوض اينكه خود را به ظهور نزديك كنند دور مىكنند؛ و بر خلاف كتاب و سنّت عمل مىكنند. و فقط به عشق اينكه ما عاشق إمام زمان هستيم به يك دعاى ندبه و گريه كردن اكتفا مىكنند؛ بعد دست به هر كارى كه بگوئيد مىزنند و از گرانفروشى و احتكار و از سائر امور مادّى و طبيعى كه نهى شده است دست بردار نيستند؛ و دلخوشند به اينكه اين كافى است.
با اينكه اين كافى نيست. دعاى ندبه بايد خوانده شود؛ ولى بايد با دعاى ندبه فكر خود را به حقيقت إمام زمان نزديك كرد، نه اينكه دور كرد و به گريه ظاهرى اكتفا نمود و خود را در پوشش جهالت در مسيرى حركت داد كه خلاف رضاى آن حضرت است.
على كلّ تقدير، اين منطقى است كه الآن هم ممكن است بعضى كم و بيش به آن پايبند باشند و بگويند: هر قيامى قبل از قيام حضرت قائم عجّل الله