ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٧٨
«إمام و حاكم منخلع نمىشود، يعنى بواسطه فسق و ظلمش از حكومت منعزل نمىشود گرچه أموال مردم را غصب كند، و بدنهاى مردم را شلّاق بزند، و به نفوس محرّمه تجاوز كند، خونهاى محرّمه را بريزد، و حقوق را ضايع كند و حدود را تعطيل كند، و إجراى حدّ نكند.»
سپس خود باقلانى در شرح اين كلامى كه از إجماع أهل حديث و كلام علماء نقل ميكند، ميگويد: بنابراين، واجب نيست كه إنسان بر آن حاكم خروج كند، بلكه بر إنسان واجب است كه او را پند دهد، تخويف كند؛ و فقط در آنچه إنسان را دعوت ميكند به معاصى خدا، نبايد إنسان از وى إطاعت كند؛ أمّا خروج بر او جائز نيست. و طبق اين مسأله أخبار كثيره متظافره است از پيغمبر و صحابه در وجوب إطاعت از أئمّه (حكّام) اگرچه آنها ظلم و جور كنند و أموال مردم را براى خود ببرند و به نزديكان و أطرافيان خود بدهند. و پيغمبر فرموده است:
اسْمَعوا وَ أطيعوا وَ لَوْ لِعَبْدٍ أجْدَعَ، وَ لَوْ لِعَبْدٍ حَبَشىٍّ، وَ صَلّوا وَرآءَ كُلِّ بَرٍّ وَ فاجِرٍ.
«بشنويد و إطاعت كنيد، گرچه از يك غلام بينى بريده و يا از يك غلام حبشى باشد؛ و نماز بخوانيد پشت سر هر آدم خوب و هر آدم فاجرى.»
و روايت شده كه پيغمبر فرمود:
أطِعْهُمْ وَ إنْ أكلُوا مالَكَ وَ ضَرَبوا ظَهْرَكَ، وَ أطيعوهُمْ ما أقاموا الصَّلَوةَ
. «إطاعت كنيد از اين واليان اگرچه مال شما را بخورند و پشتهاى شما را شلّاق بزنند؛ و إطاعت كنيد از آنها تا هنگامى كه در ميان شما نماز را إقامه ميكنند.»
باقلانى ميگويد: أخبار كثيرهاى در اين زمينه وارد شده است؛ و ما كتابى داريم به نام «إكفار المتأوّلين» كه تمام اين روايات را با ذكر روايات معارضه و طريق جمع بين آنها بيان كرديم و هر كسى ميخواهد به آن كتاب مراجعه كند.
و نيز باقلانى در «تمهيد» گفته است: از چيزهائى كه موجب خلع إمام نميشود، حدوث فضل و علم در غير اوست. اگر غيرى أفضل از او بشود إمام