ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٧٥
اين روايت را مرحوم مجلسى رضوان الله تعالى عليه در «مرآت العقول» نقل كرده و آنرا موثّقه دانسته است. بعد ميفرمايد: جوهرى گفته است: الطّاغوتُ: الْكاهِنُ وَ الشَّيْطانُ وَ كُلُّ رَأْسٍ فى الضَّلال؛ گاهى أوقات واحد استعمال ميشود، كقوله تعالى: يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ[١] «اينها ميخواهند تحاكم كنند و بسوى طاغوت بروند در حالتى كه أمر شدهاند كه به طاغوت كفر ورزند.» ضمير يَكْفُرُوا بِهِ مفرد است و به طاغوت برميگردد؛ پس طاغوت در اينجا مفرد آمده است؛ يعنى يك شخص متعدّى و متجاوز كه در اين امور مورد تحاكم و رجوع مردم قرار مىگيرد.
و گاهى أوقات جمع است، مثل قول خداوند كه ميفرمايد: أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ[٢] «أولياء آنها طاغوت هستند و خارج ميكنند پيروان خود را ...» ضمير يُخْرِجُونَهُمْ (واو جمع) به طاغوت بر مىگردد؛ پس در اينجا طاغوت جمع بوده و منظور جماعتى هستند كه خارج مىكنند پيروان خود را از نور به سوى ظلمات.
آنگاه جوهرى مىگويد: وَ طاغوتٌ إنْ جآءَ عَلَى وَزْنِ لاهوتٍ فَهُوَ مَقْلوبٌ لِانَّهُ مِنْ طَغَى؛ وَ لاهوتٌ غَيْرُ مَقْلوبٍ لِانَّهُ مِن لَاهَ بِمَنْزِلَةِ الرَّغَبوتِ وَ الرَّهَبوتِ (مِنَ الرَّغْبَةِ وَ الرَّهْبَةِ) وَ الْجَمْعُ الطَّواغيتُ.
ميفرمايد: «اگر طاغوت بر وزن لاهوت باشد حتماً بايد مقلوب باشد؛ چون طاغوت از طَغَى و لاهوت از لَاهَ است نه از لَهَى. لَهَى، يعنى انصراف پيدا كرد، ميل به اعوجاج پيدا كرد؛ أمّا لَاهَ يعنى متألّه شد، خدا شناس شد. در اينصورت اگر لَاهَ به اين صيغه در آورده شود، ميشود لاهوت؛ مثل رَغَبوت و رَهَبوت از رَغْبَت و رَهْبَت. أمّا طاغوت اگر بخواهد بر اين صيغه باشد بايد مقلوب شود؛ چون طاغوت أصلش طَغَى است. پس أوّل بايد طَغَى را طاغَ
[١] - قسمتى از آيه ٦ ٠، از سوره ٤: النّسآء.
[٢] - قسمتى از آيه ٢٥٧، از سوره ٢: البقرة