ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢١٧
بيشتر بنمايد؛ و أفرادى كه نيازمند نيستند و كَلِّ بر جامعه هستند را بايد تأديب نمايد و جاسوسهاى سرّى بر آنها بگمارد كه ديگر تكدّى نكنند؛ و اگر تكرار شد آنها را بگيرد و تعزير كند و تعزير را در وقتى كه تكدّى تكرار شد، تكرار نمايد. بايد كارهاى مناسب براى آنها قرار دهد تا دست از اين كارها بردارند. اين بر عهده حاكم است. يعنى أعراض و آبروى مردم، از زن و مرد بايد محفوظ باشد.
بسيار اين مسأله، مسأله مهمّى است؛ و در خيلى از مواقع، إنسان أفرادى را مشاهده مىكند كه تكدّى مىكنند و آبروى خود را از بين مىبرند و هيچ إبائى هم ندارند؛ و أفرادى را هم إنسان مىبيند كه در نهايت عفّت و حيا از دنيا مىروند و پول ندارند به طبيب مراجعه كنند. اين يكى از وظائف مهمّ حاكم است كه به أعراض مردم رسيدگى كند.
روايت وارده از أمير المؤمنين عليه السّلام در لزوم رسيدگى والى به رعيّت قبل از بروز فقر
مرحوم شيخ حرّ عاملى روايتى از أمير المؤمنين عليه السّلام نقل مىكند، راجع به فرستادن پنجوَسْق[١] خرما براى كسيكه از آن حضرت تقاضاى كمك ننموده بود. و أصل اين روايت از حضرت صادق عليه السّلام است كه:
إنَّ أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ بَعَثَ إلَى رَجُلٍ بِخَمْسَةِ أَوْسَاقٍ مِنْ تَمْرِ الْبُغَيْبِغَة
- وَ فِى نُسْخَةٍ أُخْرَى:
الْبَقِيعَةِ- وَ كَانَ الرَّجُلُ مِمَّنْ يَرْجُو نَوَافِلَهُ وَ يُؤَمِّلُ نَآئِلَهُ وَ رَفْدَهُ؛ وَ كَانَ لَا يَسْأَلُ عَلِيًّا عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ لَا غَيْرَهُ شَيْئًا.
«أمير المؤمنين عليه السّلام براى مردى پنج وسق از تمر بُغَيبِغَه يا از تمر بَقيعَه فرستادند (پنج وسق يعنى پنج بار شتر؛ اگر هر بارى شصت من باشد، سه خروار خرما مىشود) نه رطب، بلكه خرماى بغيبغه كه خرماى مرغوب بوده
[١] - وَسْق كه به فتح واو، و بعضى به كسر( وِسق) خواندهاند عبارت است از: شصت من. و بعضى حِمْلُ بَعِير( يك بار شتر) را وسق مىگويند. حجازيّين، سيصد و بيست رطل را وسق مىگويند؛ و عراقيّين، چهارصد و هشتاد رطل را وسق مىگويند؛ و هر رطلى دوازده وقيه است. بطور إجمال اين معانى متقاربند، و يك وسق يعنى يك بار شتر يا حدّأقلّ شصت من بار.