ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٥٦
الْبَيْت
، يعنى هر كس از ما أهل البيت بخواهد قيامى كند كه نتيجهاش همانند قيام حضرت مهدىّ باشد، و دنيا را از شرك و ظلم برهاند و پرچم إسلام را بر سراسر كره زمين به اهتزاز در آورد، قطعاً شكست خواهد خورد و قيامش به نتيجه نخواهد رسيد؛ زيرا قيام حضرت مهدىّ پس از حصول شرائط و مُعِدّاتى است كه موجب پيروزى و به نتيجه رسيدن آن قيام خواهد شد. پس هر كس قبل از او به اين كار دست بزند شكست خواهد خورد؛ چون قيام، قيام نوعى نيست، قيام شخصى است. هر كدام از ما أهل البيت دست به آن قيام بزند براى اينكه ظلمى را از بين ببرد يا حقّى را إثبات كند و حيات بدهد، بليّه او را مىگيرد؛ و قيام او هم موجب ازدياد در ناراحتى ما خواهد شد. به علّت آنكه قيام مىكند و دشمنان او را از بين مىبرند.
اين أفرادى كه از بين رفتهاند كه از ما جدا نيستند! اينها فرزندان ما، عموهاى ما، أقوام ما، شيعيان ما هستند. اينها در اين دنيا حيات دارند، زن و بچّه دارند، اينها را مىگيرند و به زندان مىاندازند، شكنجهها و عقوبتهاى جان فرسا مىدهند و تمام گرفتاريهاى آنها بر ما خواهد بود.
به علاوه همين دشمنان، ما را در گرفتارى قرار مىدهند و به أنواع مصائب و ابتلائات مبتلا مىكنند؛ جاسوس مىگذارند، نمىتوانيم نفس بكشيم؛ براى چه؟ براى اينكه كار از روى دستور انجام نگرفته است؛ و قبل از اينكه آن پرنده بال و پرش محكم شود خواسته است پرواز كند؛ و اين ربطى به ولايت فقيه ندارد!
كجا دارد كه در زمان غيبت مردم نمىتوانند از يك فقيه وارسته از خود گذشته بخدا پيوستهاى كه ارتباط معنوى با حضرت إمام زمان عليه السّلام داشته باشد و در راه و روش آن حضرت باشد، تبعيّت كنند؟! اين قيام قيامى مقابل قيام او نيست، بلكه در راستاى قيام اوست. مردم براى تشكيل حكومت احتياج به رئيس دارند؛ بايد با رئيس كار كنند. چگونه مىتوان قائل شد كه او