ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٢٢
تبعات و عقاب پروردگار بيرون آمدهام.
و از جمله مطالبى كه فرمود اين بود كه: هر كس و لو اينكه در نزد حقّ سبحانه و تعالى منزلتش عظيم و مقامش رفيع باشد، اينطور نيست كه بى نياز گردد از معاونينى كه در راه خدا او را كمك كنند؛ كما اينكه فقيرترين و حقيرترين أفراد نيز از اين حيطه خارج نيستند، و آنها هم سهميّهاى را از إعانت و كمك دارند.
يعنى تمام چرخ ولايت كه بر أساس والى و مولَّى عليهم مىباشد، يك چرخ واحد و يك دستگاه واحد است كه همه با يكديگر مربوط و منوط هستند؛ و هر كدام از اين أجزاء و أعضاء و پيچ ها و مهرهها و روابط، براى نگهدارى و حفظ آن أمر وُحْدانى كه منظور از اين دستگاه است مىباشد؛ و اگر هر يك از اين أجزاء از آن وظيفه خود تخطّى كند، نه تنها خود را ضايع كرده است، بلكه مجتمع را خراب كرده و دستگاه را فاسد نموده است.
گفتار زيد بن علىّ نزد هشام به مثابهِ گفتار جدّش أمير المؤمنين عليه السّلام است
نظير اين گفتار حضرت (
وَ لَيْسَ امْرُؤٌ وَ إنْ عَظُمَتْ فِى الْحَقِّ مَنْزِلَتُهُ
) را ابن أبى الحديد در شرح اين خطبه، از زيد بن علىّ بن الحسين عليه السّلام آورده است كه به هشام بن عبد الملك مىگويد: إنَّهُ لَيْسَ أحَدٌ وَ إنْ عَظُمَتْ مَنْزِلَتُهُ، بِفَوْقِ أنْ يُذَكَّرَ بِاللَهِ وَ يُحَذَّرَ مِنْ سَطْوَتِهِ؛ وَ لَيْسَ أحَدٌ وَ إنْ صَغُرَ، بِدونِ أنْ يُذَكِّرَ بِاللَهِ وَ يُخَوِّفَ مِنْ نِقْمَتِهِ.[١]
«هيچ كس نيست، گرچه منزلتش در نزد پروردگارش رفيع باشد، بالاتر از اينكه نيازى به ياد آورى و تذكار نداشته، و بى نياز از تحذير از سطوت خدا باشد؛ و هيچكس نيست و لو اينكه درجه و منزلتش صغير باشد، پائينتر از اينكه قابليّت تذكّر دادن را داشته باشد و خداوند به او حقّ تذكار بدهد؛ به او
[١] -« شرح نهج البلاغة» ابن أبى الحديد، بيست جلدى، ج ١١، ص ٩٣، در ضمن شرح خطبه ٢١٤( و به شماره ابن أبى الحديد ٢ ٠ ٩) كه خطبه حقّ والى بر رعيّت و حقّ رعيّت بر والى است.